والدین هلیکوپتری یا والدین بیش از حد محافظ چه کسانی هستند؟

والدین هلیکوپتری به والدینی گفته می شود که دخالت ها و نگرانی های بیش از حد برای فرزند خود دارند که این رفتارها عواقب خوبی ندارد و باعث عدم اعتماد به نفس در فرزند می شوند.

آپلود عکس

والدین هلیکوپتری چیست؟

والدین هلیکوپتری، سبک والدینی هستند که بیش از اندازه بر روی فرزندانشان تمرکز می کنند و حتی در مورد چیزهای ساده. این نوع والدین مسئولیت تجربیات، موفقیت و شکست فرزند خود را بر عهده دارند.

آپلود عکس

والدین هلیکوپتری چه کسانی هستند

چه کسانی والدین هلیکوپتری هستند؟

این اصطلاح اغلب می تواند به والدین دانش آموزان کالج یا دبیرستانی اعمال شود که بیش از آنچه لازم است در کار فرزندان خود دخالت میکنند که می تواند صحبت در مورد عملکرد ضعیف، مدیریت عادات ورزشی یا تصمیم گیری در مورد سرگرمی های کودک باشد.

پدر و مادر هلیکوپتری برای هر نوع سناریو اعمال می شود ، در دوران کودکی والدین رفتار کودک را هدایت می کنند و به کودک اجازه نمی دهند ،از طریق تجربیات یاد بگیرد.در مدرسه ابتدایی والدین مربی کودک، دوستان و فعالیت های او را انتخاب می کند.

اگر می خواهید اطمینان حاصل کنید که شما یک پدر و مادر هلیکوپتری نیستید، فرزندتان را تجزیه و تحلیل کنید و برخی از علائم را که در این بخش از نمناک خواهیم گفت بررسی کنید.

نشانه های هشدار والدین هلیکوپتری

  • شما برای درگیری های فرزندتان مذاکره می کنید.
  • تکالیف آنها را انجام می دهید.
  • مربیان فرزندتان را آموزش می دهید.
  • در یک پیاده روی کوتاه به دنبال آنها می روید.
  • مسئولیت تمام کارهای خانه فرزندتان را بر عهده دارید.
  • آنها را از شکست محافظت میکنید.
  • به آنها حق انتخاب نمیدهید.
ادامه نوشته

مزخرف‌ترین سؤالی که از یه بچه میشه پرسید چیه!

مزخرف‌ترین سؤالی که میشه از یه بچه کرد اینه که بپرسیم: “بزرگ شدی می‌خوای چیکاره بشی! انگار بزرگ شدن ته داستانه و مقطعی از زندگیه که با رسیدن به اون همه چیز تموم میشه و تو باید از الان بهش فکر کنی و تصمیم بگیری! وگرنه یه جای کارت ایراد داره.

آپلود عکس

و بعد میپرسه؛ میدونید ایراد این سؤال کجاست!. اینجاست که این سؤال و فکر کردن به اون می‌تونه به شکل‌گیری طرز فکر ثابتی درباره کار و شخصیت منتهی بشه، چرا که اونها خیلی کوچیکن و چند شغل رو بیشتر نمی‌شناسن و پرسیدن سؤالات این شکلی به نوعی شروع ضبط هویت یه کودکه .(identity foreclosure)

مثلا بررسی کردن دیدن دانشجوهای سال اولی که با قاطعیت از برنامه‌های حرفه آینده خودشون حرف می‌زدن و جای چک و چونه تو برنامه‌شون نذاشته بودن تو سی سالگی حسرت بیشتری داشتن برای اون سال‌ها. چرا! چون نتونسته بودن تجدیدنظرهای لازم رو تو مسیرشون داشته باشن.

مثلا ده سال پیش کی فکر می‌کرد که از قِبَل اینستاگرام، یوتیوب، فیسبوک، تلگرام، تیک تاک و …. صدها یا شاید هزاران شغل به وجود میاد که هزاران مرتبه جذاب‌تر، خلاقانه‌تر و درآمدزاتر از شغل‌های کلیشه‌ای باشه که از کودکی در ذهنمون داشتیم و آخرشم بهش نرسیدیم!

انتخاب شغل مثل پیدا کردن معشوق نیست. امکان داره شغل ایده‌آل اون بچه هنوز ابداع نشده باشه. چرا که کار و بارهای قدیمی از بین میرن و کار و بارهای جدید میان جاشون و با یک ذهن باز باید استارت زندگی رو زد.

اونچه در انتخاب شغل وجود داره اینه که کاری رو استارت بزنه که باهاش عشق کنه و از غرق شدن در اون و متوجه نشدن زمان برامون بگه! نه اینکه به خاطر تایید و تحسین والدین و همتایان، شغلی رو انتخاب بکنه که بعد از مدتی برگرده ببینه دیگه فرصتی برای تجدید نظر نیست و قمار شغل‌ش انقدر سنگین بوده که نمیتونه از اون دل بکنه و فدا کردن حقوق ماهانه، جایگاه، مهارت و زمانی که گذاشته غیرممکن به نظر می‌رسه.


محض اطلاع عرض کنم که فدا کردن دو سال بهتره تا بیست سال بعدی رو هدر بدن. می‌تونیم ضبط هویت رو مثل چسب زخم بدونیم؛ هرچند بحران هویتی رو می‌پوشونه، اما نمی‌تونه درمانش کنه. پس از همون بچگی نباید سوالاتی رو تو ذهن بچه فرو کرد که به ضبط هویت اون منتهی میشه.

نتیجه؛ دیگه از بچه‌ها نپرسیم بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی! لزومی نداره خودشون رو در قالب یک شغل تعریف کنن. یک هویت معین میتونه مسیرهای دیگه رو ببنده. به‌ جای تلاش برای محدود کردن، کمک‌ کنیم تا احتمالات‌شون رو گسترش بدن. چه لزومی داره یه چیز خاص باشن! اونها خیلی کارا میتونن انجام بدن.

اختلال دیکته نویسی و راه‌های درمان آن

انواع اشتباهات پرتکرار املایی که یک دانش‌آموز با بهرهٔ هوشی طبیعی مرتکب می‌شود، ممکن است ناشی از اختلالات یادگیری در زمینهٔ مهارت‌های دیکته باشد که به آن اختلالات دیکته‌نویسی می‌گویند.

آپلود عکس

اختلال یادگیری یعنی رشد ناکافی مهارت‌های خاصِ تحصیلی که به علت بیماری جسمی یا عصبی نباشد.

کودکان دارای انواع اختلال‌های یادگیری، اغلب دارای هوش خوب و یا متوسط هستند اما در در دریافت اطلاعات، تجزیه و تحلیل و پردازش آن مشکل دارند.

علیرغم اینکه در سایر حوزه‌هایی غیر از مسائل درسی خوب عمل می‌کنند ولی در مورد درس و مدرسه عملکرد ضعیفی داشته و در یک یا چند درس مشکل اساسی دارند.

اگرچه این کودکان از اندام و حواسی سالم و نرمال برخوردارند اما به تدریج، در یادگیری مفاهیم و آموزش‌های ضروری دچار مشکل می‌شوند.

در طول سال تحصیلی نیاز به فعالیت بیشتری نسبت به سایر همسالان خود دارند و معمولاً علیرغم تلاش‌های خیلی زیاد، نمی‌توانند خود را به سطح مطلوبی از یادگیری برسانند. کودکانی که اختلال نوشتن دارند در هجی کردن صحیح کلمات و دیکتۀ آن و در استفاده از دستور زبان ضعف دارند.

اختلال دیکته نویسی یا املا نویسی یکی از اختلالات یادگیری است که از همان ابتدای ورود کودک به مدرسه خود را نشان خواهد داد.
این اختلال در صورتی که شدید باشد به درمان نیاز پیدا خواهد کرد، در غیر این‌صورت با آموزش‌های بیشتر خود به خود بهبود پیدا می‌کند.

در این نوشته به بررسی اختلال دیکته نویسی و راهکارهای درمانی آن در مدرسه و منزل خواهیم پرداخت.
آپلود عکس

ادامه در پایین

ادامه نوشته

تاب‌آوری کودکان ریشه در ارتباطات دارد تغییر از من به ما تجلی رشد وسلامت است

تاب‌آوری کودکان ریشه در ارتباطات دارد تغییر از من به ما تجلی رشد وسلامت است

تاب‌آوری کودکان ریشه در ارتباطات دارد تغییر از من به ما تجلی رشد وسلامت است جعبه ابزار تاب آوری مبتنی بر یافته های غلمی ودانشگاهی در حال تبدیل شدن به گنجینه ای با ارزش برای پرورش و سلامت کودکان است همه ما همواره خواستار فاصله گرفتن و دوری جستن از چالش‌های زندگی هستیم. برخی افراد قادر به انجام این کار هستند، اما برخی دیگر به‌ویژه کودکان دست و پنجه نرم کردن با مشکلات برایشان سخت است. سؤال بنیادی این است که چه چیزی باعث این تفاوت عملکرد هاست؟
دکتر محمدرضا مقدسی در ادامه این مطلب آورده است که این موضوع سال‌هاست مورد توجه پژوهشگران حوزه تاب‌آوری بوده است که البته این توجهات و مطالعات دستاوردهایی نیز به همراه داشته است. در اینجا به ابزارهای پنجگانه‌ای در تاب‌آوری کودکان اشاره خواهیم کرد که به یقین این ابزارهای پنجگانه تاب‌آوری برای تاب‌آوری کودکان مبتنی بر علم و یافته‌های دانشگاهی است.

1-روابط :
تاب آوری ریشه در ارتباطات دارد روابطی مبتنی بر همدلی ؛ حمایت ، توجه ومهربانی میتواند موجبات توسعه تاب آوری کودکان باشد وجود یک فرد مهربان ، دلسوز و حامی در زندگی کودکان بسیاری از مشکلات کودکان و نوجوانن را حل میکند این بمعنای داشتن روابط متعدد و پرشمار اجتماعی و داشتن دوستان زیاد نیست و حجم بالایی از ارتباطات را مد نظر ندارد.
بلکه حضور و همراهی کسی است که بتوان در هنگام پیش آمدن مساله یا مشکلی از حمایت و مشورت و او برخوردار بود این چنین رابطه ای در تاب آوری کودکان بسیار دارای اهمیت است
2- قدرت مدیریت ، کنترل و نفوذ
اینکه کودکان احساس کنند همه صحنه زندگی شان از کنترل و مدیریت ایشان خارج است و بر هیچ بخشی از زندگی خود توانایی اعمال سلیقه و مدیریت ندارند احساس ناخوشایندی است این موضوع حتی برای بزرگسالان هم میتواند آزار دهنده باشد احساس کاهش نفوذ و کنترل حتی میتواند موجب اضطراب باشد.
تسهیلگران تاب آوری و مربیان کودک میدانند تقویت احساس خودکار آمدی در رشد و تحول مثبت کودکان تا چه اندازه میتواند در توانایی و تاب آوری موثر باشد کودکان در روند توسعه تاب آوری یاد میگیرند برای تغییر بخشهای قابل تغییر زندگی قیام کرده و اقدام کنند و در قسمتهای غیر قابل تغییر زندگی با آرامش و خونسردی از سازگاری و پذیرش بهره مند باشند و آرامش خود را فدای غیر قابل تغییر بودن دنیا نکند.
3-فعالیت های مثبت ومعنامند
تحقیقات متعددی نشان داده است که بازی ،همراه با تحریک کل مغز،در حفظ وتوسعه مهارتهای اجتماعی وعاطفی مورد نیاز برای توانایی و تاب آوری کودکان موثر است کودکانی که در یک سرگرمی و تلاش خلاقانه غوطه ورمی شوند یاد می گیرند که اگر شکست بخورند پیشرفت می کنند و شکست میتواند فرصت تجربه و رشد هم باشد این کودکان مهارتهای خود را تقویت میکنند و در زمان سختی و چالش با تامل و بررسی رفتارمیکنند چیزی که موجب شکوفایی وتاب آوری بهینه آنها خواهد بود
4- خوش بینی خالی از توهم (مبتنی بر واقعیت )
تحقیقات نشان میدهد که وقتی افرادی توانا و منعطف با ناملایمات مواجه میشوند ، حتی در تنش وچالش هم فرصت رویش را پیدا میکنند واین همان، کارسازی تاب آوری در زندگی و زیست مثبت است
اینکه بتوانیم حقایق و چالش ها را ببینیم اما آگاهانه به دنبال چیزهای خوب باشیم خوش بینی است و با تاب آوری رابطه مستقیم دارد
5- کمک به دیگران وشرکت در فعالیت های داوطلبانه :
کمک به دیگران بهترین راه کمک به خود ماست کمک به دیگران تجربه ای مثبت واحساسی خوشایند و مسیری برای توسعه روابط و افزایش سرمایه اجتماعی است کمک به دیگران مقام و منزلت انسانی است شایسته است والدین و مربیان فرصت هایی از این دست را برای کودکان تدارک ببینند تحول از من به ما یگانه راه شناخته شده رشد وتکامل انسان است
تغییر از من به ما تجلی رشد وسلامت است
تاب آوری موضوع شگفت انگیزی است تاب آوری در تمامی ادوار در سنن عقلی مورد مطالعه قرار گرفته و جای خرسندی دارد که این موضوعی واحد نیست بلکه گنجینه ایست پویا و سیال که تحقیق و تامل در آن ما را به دانشی ناب و شناختی عمیق از انسان و توانایی هایش میرساند
تاب‌آوری کودکان ریشه در ارتباطات دارد تغییر از من به ما تجلی رشد وسلامت استجعبه ابزار تاب آوری مبتنی بر یافته های غلمی ودانشگاهی در حال تبدیل شدن به گنجینه ای با ارزش برای پرورش و سلامت کودکان است

این ۶ سوال را قبل از خواب از فرزندتان بپرسید

قبل از اینکه فرزندتان بخوابد چند دقیقه‌ای برایش وقت بگذارید و سوال‌هایی را از او بپرسید؛ این مساله باعث می‌شود نسبت به درون او باخبر شوید.

آپلود عکس

با بزرگ‌تر شدن فرزندان برای اینکه استقلالشان بیشتر حفظ شود شاید خیلی از خانواده‌ها صلاح بدانند که فرزندشان را رها کنند تا خودش به خواب برود! کار اشتباهی نیست، ولی حتما قبل از خواب چند دقیقه‌ای را با او صحبت کنید. حال و هوای روزش را با این سوالات متوجه بشوید. این کار باعث می‌شود خودش نسبت به احساساتش آگاه‌تر شود!

به گزارش راهنماتو، بعضی از کودکان درون‌گرا هستند و برخی دیگر برون گرا! این یک مساله کاملا طبیعی و عادی است. اما آگاه شدن والد از درون کودک با روش‌های مختلفی امکان پذیر است. قبل از اینکه فرزندتان بخوابد چند دقیقه‌ای برایش وقت بگذارید و این سوال‌ها را از او بپرسید. این مساله باعث می‌شود نسبت به درون او باخبر شوید ضمن اینکه مرور روز توسط خودش برای او مفید است و نسبت به مسائل دقیق‌تر فکر خواهد کرد. اثر مهمتر آن هم که خوب می‌دانید حس ارزشمندی فرزندتان است. او به این باور می‌رسد که برای پدر یا مادرش اهمیت زیادی دارد و این مساله بسیار مهم است.

این ۶ سوال را امشب از فرزندتان بپرسید:
از نظر خودت کدام افراد خیلی دوستت دارند؟
با مرور افراد دور و برش و به نظر آوردن کار‌ها و رفتار‌ها و احساساتی که برایش خرج کرده‌اند حال بهتری پیدا خواهد کرد. یکی از بهترین حس‌های دنیا حس دوست داشته شدن است.

در انجام چه کار‌هایی تواناتری؟
وقتی به خودش فکر کند و توانایی‌هایش را در ذهن بشمارد اعتماد بیشتری به خود پیدا خواهد کرد. شما هم از توانمندی‌هایش آگاه‌تر خواهید شد و دقتتان بیشتر می‌شود.

یک آدم مودب به چه کسی می‌گویند؟!
اینکه بدانید از نظر فرزندتان ادب در چه مواردی تعریف می‌شود گره‌گشای خیلی مسائل دیگر است. وقتی آن مواردی را که به نظرش در حیطه‌ی ادب قرار دارند می‌گوید ناخودآگاه خودش را مجبور می‌کند که آن‌ها را رعایت کند.

از نظر تو برای چه چیز‌هایی باید شکرگزار باشیم؟!
داشتن حس قدردانی و شکرگزاری خیلی مهم است. طلبکار بودن یا نبودن هر فردی از اینجا ناشی می‌شود که همه چیز را برای خودش بخواهد یا خیر! وقتی این سوال را مطرح کنید ذهنش به تکاپو خواهد افتاد که چه چیز‌هایی دارد و نعمت به شمار می‌آیند؟! برای داشتن هر چیز کوچکی در زندگی باید سپاسگزار بود و این سنگ بنای شخصیت او را در آینده می‌سازد.

با چه چیز‌هایی خیلی خوشحال می‌شوی؟
در شناخت روحیات فرزندتان خیلی موثر است. هم برای شما بیشتر جا می‌افتد که چه چیزی او را شاد می‌کند و هم خودش برق خوشحالی در درونش روشن می‌شود.

چه کار‌هایی باعث می‌شود عصبانی بشوی؟
شناخت هر فردی از خودش و درونیاتش از مهمترین موارد است که در رابطه با دیگران هم حرف اول را می‌زند. دانستن نکاتی که عصبانی کننده هستند اهمیت ویژه‌ای دارد. گاهی طی همین گفتمان‌ها متوجه خواهد شد که مواردی که موجب عصبانیتش می‌شوند آنقدر‌ها هم که به نظرش می‌رسد بزرگ نیستند. فقط حواستان باشد که قرار نیست احساساتش را سرکوب کنید. شما فقط قرار است شنونده باشید تا روز‌های بعد هم برایتان صحبت کند.

اگر این ویژگی‌ها را دارید، پدر یا مادر خوبی هستید

محققان دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا و دانشگاه دوک با بررسی بیش از 700 کودک در سنین مهد کودک و سپس 25 سالگی همان کودکان، به نتیجه جالبی دست یافتند: ارتباط قابل توجهی بین مهارت های اجتماعی کودکان در خردسالی و موفقیت آنها به عنوان یک بزرگسال پس از گذشت دو دهه از زندگی مشاهده شد.

آپلود عکس

دستور العمل مشخصی که بتواند خوشبختی کودکان را تضمین کند، در عمل وجود ندارد؛ اما روانشناسان خبره از سراسر دنیا بر چندین ویژگی والدین که قادر به تضمین نسبی موفقیت کودکان هستند، اتفاق نظر دارند.


در ادامه به چندین ویژگی مهم و مشترک در والدینی اشاره خواهیم کرد که کودکانی موفق را چه در زندگی شخصی آنها و چه از نظر اجتماعی تحویل جامعه داده اند.


به راستی آنها چگونه والدینی هستند؟

1 - به فرزند خود فرصت انجام کارهای روزمره خانه را می دهند
"اگر کودک خود ظرف غذایش را تمیز نکند، معنایش این است که فرد دیگری کار او را برایش انجام خواهد داد" این جمله از صحبت های Julie Lythcott-Haims نویسنده کتاب How to Raise an Adult و عضو اسبق مجموعه بزرگ دانشگاه استنفورد استخراج شده است که طی یکی از سخنرانی های جهانی تد شرح داده بود.

به عقیده وی مشارکت در امور روزمره خانه نه تنها تمرینی عالی برای خود کفایی است، بلکه به کودکان می آموزد که باید برای بهبود عملکردشان تلاش کنند و از دیگر افراد خانواده انتظار انجام وظایف خود را نداشته باشند. این کودکان در آینده تبدیل به بزرگسالانی می شوند که در محیط کار با حداقل دشواری کنار همکاران خود فعالیت می کنند و به خوبی با مفهوم مهارت های اجتماعی آشنا هستند.

2 - به فرزندشان مهارت های اجتماعی را آموزش می دهند
محققان دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا و دانشگاه دوک با بررسی بیش از 700 کودک در سنین مهد کودک و سپس 25 سالگی همان کودکان، به نتیجه جالبی دست یافتند: ارتباط قابل توجهی بین مهارت های اجتماعی کودکان در خردسالی و موفقیت آنها به عنوان یک بزرگسال پس از گذشت دو دهه از زندگی مشاهده شد.

طبق این مطالعه 20 ساله، کودکان دارای مهارت های اجتماعی (مانند همکاری با همسالان و رقابت با آنها) ، در دوران بزرگسالی در حل مشکلات زندگی، بهتر عمل می کنند.

علاوه بر این، احتمال به پایان رساندن تحصیلات آکادمیک و در اختیار داشتن شغل تمام وقت تا سن 25 سالگی برای این دسته از کودکان بسیار بالاتر از بقیه همسالان است.

3 - سطح انتظارات بالایی از فرزند خود دارند
مطالعه ای توسط یکی از اساتید دانشگاه کالیفرنیا به نام Neal Halfon و تیم همراه وی انجام گرفت که در اخبار آکادمی پزشکی اطفال آمریکا منتشر شده است.

در این بررسی 6600 کودک متولد شده در سال 2001 شرکت کردند و مشخص شد که سطح توقعات والدین از فرزندان خود تاثیر مهمی بر دستاوردهای کودک خواهد داشت. برای مثال والدینی که رویای ورود فرزند خود به بهترین کالج کشور را در سر می پروراندند، تمام تلاش خود را در جهت تحقق این هدف متمرکز ساخته بودند. طبیعی است که کودک نیز با قرار گیری و زندگی در چنین فضایی، شانس بیشتری برای تحصیل در یک دانشگاه نمونه داشته باشد.

بدیهی است که پدر و مادر باید انتطارات خود را مبتنی بر توانمندی های فرزندان شان تنظیم کنند و با روش های تشویقی و انرژی بخش به آنها منتقل کنند.

از دیدگاه علمی به این موضوع اثر پیگمالیون گفته می شود. پیگمالیون یک پدیده روانشناسی اثبات شده است که طبق آن افراد به سطح انتظارات دیگران واکنش مستقیم نشان می دهند. در واقع توقعات والدین از کودکان به مرور زمان تبدیل به رسالتی درونی می شود که کودک برای تحقق آن به شدت تلاش خواهد کرد.

4 - تلاش می کنند فضای آرام و بدون تنشی را برای فرزندان شان ایجاد کنند
طبق مطالعه ای از دانشگاه ایلینوی که در مجله جامعه ای برای شخصیت و روانشناسی اجتماعی به چاپ رسیده است، کودکان خانواده های پر تنش (چه آنهایی که هنوز با یکدیگر زندگی می کنند و چه آنهایی که جدا شده اند) در مقایسه با کودکان خانواده هایی که روابط خوب و توام با آرامشی دارند، عملکرد آکادمیک، اجتماعی و عاطفی ضعیف تری دارند و زندگی برای آنها به مراتب دشوارتر است.

حتی مشخص شده است که کودکان خانواده های تک سرپرست که هیچ گونه تنش و اختلافی را تجربه نمی‌کنند نسبت به کودکان خانواده‌های عادی همراه با اختلافات شدید درون خانه ای، از شرایط روحی بهتری برخوردار هستند.

در واقع اولویت اصلی والدینی که کودکانی موفق را پرورش داده اند، سلامت روانی فرزند بوده است. از جمله مهم ترین عوامل تضمین کننده این سلامت نیز دوری از مشاجره و تنش های والدین در فضای تربیت کودک است. کودکانی که تنش های خانوادگی را در خردسالی تجربه کرده اند، در بزرگسالی نیز با احساساتی نظیر خشم نهفته و پشیمانی دائمی دست و پنجه نرم می کنند.

5 - معمولا تحصیلات آکادمیک بالاتری دارند
Sandra Tang روانشناس دانشگاه میشیگان در مطالعه‌ای به سال 2014 (چاپ شده در مجله پژوهش در مورد نوجوانان) نشان داد که سطح تحصیلات والدین و به خصوص مادر، تاثیر مهمی بر عملکرد آکادمیک کودکان در آینده دارد. برای مثال کودکان مادرانی که کالج را به اتمام رسانده بودند، احتمال بیشتری دارد که فرزندان شان نیز فارغ التحصیل دانشگاه شوند.


6 - دانش ریاضی را از سنین پایین تر به کودکان خود آموزش می دهند

یک فراپژوهش (مطالعه ای است که داده های پژوهش های مختلف را در قالب یک بررسی واحد گردآوری می کند و آنها را به عنوان یک مجموعه داده تحلیل خواهد کرد) انجام شده در سال 2007 که در پایگاه داده پاب مد نیز به چاپ رسیده است، اطلاعات به دست آمده از 35000 کودک پیش دبستانی در سراسر آمریکا، کانادا و انگلیس را مورد مطالعه قرار داد. این تحقیق نشان داد که توسعه مهارت های دانش ریاضی و محاسباتی در سنین پایین می تواند تبدیل به مزیتی بزرگ برای کودکان شود.
مهارت ریاضی نه تنها کودکان را قادر به شمارش اعداد و انجام اعمال محاسباتی توام با سهولت بیشتر می کند، بلکه بزرگسالانی با ذهن فعال و پویاتر را نیز تحویل جامعه می دهد.


7 - به سه سال اول زندگی فرزندشان توجه ویژه ای دارند
طبق مطالعه ای که در سال 2014 در مجله رشد کودک به چاپ رسیده، 243 داوطلب بررسی شدند. مشخص شد که کودکان تحت مراقبت دقیق در سه سال اول زندگی، نه تنها عملکرد آکادمیک بهتری را در مدرسه نشان دادند بلکه تا 30 سالگی خود روابط سالم تر و موفق تری را نیز تجربه کردند.


8 - استرس های خود را مدیریت می کنند
بر اساس مطالعه ای که Brigid Schulte در روزنامه واشینگتن پست به آن اشاره کرده است، استرس والدین به ویژه مادران تاثیرات مخرب بی شماری بر سلامت ذهنی و حتی جسمی کودکان برجای می گذارد؛ از این موضوع تحت عنوان "سرایت عاطفی" یاد می شود.

تحقیقات نشان داده اند که حالات روحی فردی که با وی زندگی می کنیم، اثر مستقیم بر شادمانی و یا غمگینی ما دارد. این تاثیرپذیری در مورد کودکان بسیار بیشتر از رده سنی بزرگسالان است. بنابراین اگر والدین افسرده یا دچار اضطراب باشند، این حالات عاطفی به سرعت به کودکان نیز منتقل می شوند.


9 - به ذهنیت تکامل یابنده کودک اهمیت می دهند
کارل دوک استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد که برای چندین دهه دیدگاه های موفقیت در کودکان و همچنین بزرگسالان را بررسی کرده، به نتیجه جالبی دست یافته است.

طبق مطالعات وی ما در قالب یکی از دو مسیر اصلی به موفقیت فکر می‌کنیم:

"ذهنیت ثابت": در این باور، شخصیت، هوش، خلاقیت و ... کاملاً بدون حرکت هستند و نمی توانیم آنها را به طرز قابل توجهی تغییر دهیم. در این دیدگاه، موفقیت نتیجه هوش ذاتی فرد است و تلاش نیز معنی چندانی نخواهد داشت.

"ذهنیت تکامل یابنده": طبق این دیدگاه توانمندی های درونی افراد قابل ارتقاء است و شکست یا پیروزی های وی، عمدتاً ناشی از میزان تلاش اوست.

حال اگر به فرزندتان بگویید که نتیجه موفقیت آمیز وی در آزمون مدرسه هوش ذاتی او بوده است، به ذهنیت ثابت بها داده اید. اما چنانچه کودک دلیل موفقیت های خود را "تلاش بیشتر" بداند، ذهنیت تکامل یابنده توسعه یافته است.

والدین خوب، کسانی هستند که به تلاش کودک شان اهمیت می دهند و او را کودکی تلاشگر می نامند نه صرفاً کودک باهوش.

چرا تنبیه بدنی کودکان کارساز نیست؟

یک روانشناس درباره آسیب های ناشی از تنبیه بدنی کودکان توضیح داده است.

آپلود عکس

پسری پنج ساله دارم که به حرفم گوش نمی‌دهد. می‌گویند تنبیه بدنی خوب نیست اما این تنها راهی است که به حرف من و مادرش گوش می‌دهد. خودم هم راضی به زدن نیستم ولی با ادب بودن بچه برایم مهم است. وقتی بچه‌ای فقط با تنبیه بدنی آدم می‌شود، چه کنیم؟

پسر شما در مرحله کودکی اول است، در این مرحله رشد، بیشتر رفتارهای کودک نشان‌دهنده بی‌تعادلی شخصیت اوست، کنجکاو است، بازی و تحرک اولویت اول اوست و... در همین شرایط، شما با روش نامتعارف تنبیه بدنی، فقط رفتار احتمالا نامناسب کودک را متوقف می‌کنید که به محض حذف اهرم فشار و خطر تنبیه، کودک دوباره همان رفتار قبلی را تکرار می‌کند.

اصلاح رفتار با تنبیه‌بدنی پایدار نیست

در باورهای روان‌شناسی، تنبیه بدنی خصوصا برای کودک پنج ساله نهی می‌شود پس باید بپذیریم وقتی شما ناچارید از این روش منسوخ شده استفاده کنید، هم اصلاح رفتار در کودک پایدار نیست ،هم پدر و مادر پرخاشگر و تنبیه کننده، همواره احساس گناه می‌کنند و هم کودک پرخاشگری خواهید داشت.

قبول کنید اگر تنبیه‌بدنی روش مناسب تربیتی بود، نیازی به این همه پژوهش و مراکز تعلیم و تربیت و کتاب های تربیتی نداشتیم و فرزندان را صرفا با تنبیه، اصلاح می کردیم.

تنبیه، خودتان را هم درمانده می‌کند

اگر کودک شرطی شده و به قول شما فقط با تنبیه ظاهرا آدم می‌شود، در این حالت پدر و مادر تنبیه‌گر باید مرتب بر شدت تنبیه بیفزایند! که این روش برای کودکان امروزی که از هوش بالایی برخوردارند، مشکل آفرین است و مطلقا توصیه نمی‌شود. تنبیه بدنی، ترس را در کودک تشدید می کندو این ترس و ناامنی، رشد کودک را به حداقل می‌رساند.

وقتی ما قصد اصلاح رفتار کودک را با تهدید و تنبیه داریم، این الگوی تربیتی، کنترل خارجی نامیده می‌شود که ابزار آن، بیشتر تنبیه‌بدنی است که کارساز نیست و پدر یا مادری که از کنترل خارجی برای تربیت استفاده می‌کنند، هم خودشان فرسوده و درمانده می‌شوند و احساس گناه دایمی خواهند داشت و هم کودک این خانواده‌ها لجباز و پرخاشگر می شود و باانبوهی ترس و احساس ناامنی به زندگی خود ادامه می دهد و از عزت‌نفس پایینی در جوانی برخوردار خواهد بود.

بهترین شیوه اصلاح رفتار و تربیت فرزند

باید به شما بگویم که زمان کنترل خارجی کودکان سپری شده و بهترین شیوه اصلاح رفتار و تربیت فرزند، کنترل داخلی یا نظریه انتخاب است.

در روش کنترل داخلی، وقتی والدین رفتار نامناسبی از فرزند مشاهده می‌کنند، به جای تمرکز روی کودک و نگاه خطی به او، باید اول رفتار، گفتار و نوع برخورد خود را بررسی کنند و برای تغییر رفتار فرزندان به اصلاح رفتار خود بپردازند.

اگر والدین می‌خواهند کودک به آن‌ها احترام بگذارد، خودشان برای وی متناسب با سنش احترام قائل شوند. به عنوان مثالی دیگر، اگر کودک به مادر یا پدر یا هر دو احترام نمی‌گذارد، با نگاه سیستمی باید بررسی شود که آیا والدین در حضور کودک به هم احترام می‌گذارند یا خیر.

آسیب‌های تنبیه‌بدنی فراموش‌نشدنی است

متاسفانه تنبیه‌بدنی از جمله آسیب‌هایی است که تا آخر عمر در خودآگاه ذهن باقی می‌ماند و کمتر به ناخودآگاه ذهن منتقل می‌شود. اگر از افراد مسن سوال کنید که مثلا در دوران مدرسه چه تنبیه سختی شده‌اید، به سرعت آن‌را با جزئیات بیان می‌کنند یعنی فراموش نمی شود و رنج آن باقی می ماند.

برای رشد و بالندگی کودک باید محیط خانواده امن باشد و تنبیه، محیط را برای والدین و بیشتر برای کودکان معصوم ناامن می‌کند و این‌گونه کودکان، ممکن است حتی تصمیم به فرار از منزل را در ذهن بپرورانند.

سه سبک والدگری و فلسفه نهفته در آن ها

آپلود عکس

سه سبک والدگری و فلسفه نهفته در آن ها

  • انواع سبک فرزندپروری
  • شیوه والدگری سلطه جویانه
  • مقتدرانه
  • سهل گیرانه
  • نکات مهم در انتخاب بهترین سبک والدگری

کلید موفقیت در تربیت فرزندان چیست؟ چطور بعضی والدین رابطه ی بهتری با فرزندان خود دارند و چالش های کمتری را در فرایند فرزندپروری تجربه می کنند؟

نحوه ی تربیت فرزند و تصمیم گیری درباره ی انتخاب سبک درست تربیتی چالشی بزرگ و پیچیده است که اکثر والدین با آن روبرو هستند. همه ی والدین مایل هستند بهترین شیوه ی فرزندپروری را برای تربیت فرزندان خود در پیش بگیرند، و این موضوع چندان کار ساده ای نیست چون تمام شیوه های فرزندپروری چالش های منحصر به فرد خود را دارد و پیاده سازی اصول و قواعد هرکدام بدون زحمت نخواهد بود.

در ادامه شما را به معرفی و بررسی فلسفه ی نهفته در سه سبک مشهور والدگری دعوت می کنیم تا در مورد بهترین شیوه ی فرزندپروری بهتر تصمیم گیری کنید.

انواع سبک فرزندپروری

در افراد مختلف و شرایط مختلف سبک های فرزندپروری متفاوت است. اما به طور کلی محققان در طول سال ها تحقیقات و بررسی ها سه سبک عمده ی فرزندپروری و والدگری را شنناسایی کرده اند و ویژگی های هرکدام را از هم تفکیک کرده اند.

شیوه های فرزندپروری و والدگری از دید روانشناسان به سه دسته ی زیر تقسیم می شود:

  • سبک مستبدانه (سلطه گرانه)
  • سبک مقتدرانه
  • سبک سهل گیرانه

سبک دیگری به نام غفلت آمیز کمی بعدتر به این سه اضافه شد که در این مقاله به آن اشاره نخواهیم کرد.

آپلود عکس

شیوه والدگری سلطه جویانه

سبک سلطه جویانه یا مستبدانه روشی نادرست و با پیامدهای منفی است که در آن والدین تمام فرمان ها و قواعد را بر مبنای تصمیم و اراده ی شخصی خود به کودکان تحمیل می کنند و در پاسخ تمام سوالات این پاسخ را دارند: “چون من گفتم!”

والدین پیرو این سبک انتظار دارند فرزندان بدون ارائه ی دلیل و منطق روشنی از آن ها اطاعت کنند و جایی برای صحبت کردن و مصالحه باقی نمی گذارند.

در این روش فرزندپروری مجازات سرپیچی از قوانین بی چون و چرای والدین بسیار شدید است و راهی برای جبران و بخشش وجود ندارد.

در خانواده هایی که سبک سلطه جویانه را در پیش گرفته اند والدین انتظار دارند فرزندان بدون هیچ سوالی از هر کاری که به آن ها فرمان داده می شود اطاعت کنند و فرزندان معمولا حرفی برای گفتن ندارند و سرکوب می شوند. از تنبیه به عنوان راهی برای اطمینان از اطاعت کردن استفاده می شود و محبت کردن و رفتارهای عاطفی اگر وجود داشته باشد به مقدار بسیار ناچیز و غیرمحسوس است.

این رویکرد نتایج مخربی در پی خواهد داشت و فرزندان را در بزرگسالی با عواقب سنگین و جدی روبرو خواهد کرد. برخی از عواقب این روش فرزندپروری عبارتند از:

  • عدم قدرت تصمیم گیری در آینده و شکل گیری یک ذهنیت دنباله رو و توسری خور
  • عدم توانایی تشخیص درست از نادرست
  • عدم توانایی انتخاب به تنهایی
  • عزت نفس پایین و نیاز به محبت و تاییدطلبی از دیگران

در خانواده هایی که فرزندان خود را با این شیوه ی مسموم و مخرب تربیت می کنند اغلب فرزندان از افراد خارج از خانواده کمک و راهنمایی می گیرند و به محض اینکه والدین را ترک می کنند رفتارهای ناهنجار از آن ها سر می زند.

بنابراین روش والدگری مستبدانه نتایج مثبتی در پی خواهد داشت و مسیر رشد کودک را با اختلالات فراوانی مواجه خواهد کرد.

آپلود عکس

مقتدرانه

روانشناسان و فعالان حوزه ی کودک معتقد هستند شیوه ی فرزندپروری مقتدرانه سالم ترین و بهترین روش فرزندپروری است. این روش تعادل خوبی میان ساختارها و حریم شخصی و استقلال کودک برقرار می کند و به او اجازه می دهد در محدوده ی معقول و مناسب رشد کرده و توانایی های خود را در فعالیت های مختلف شناسایی کند.

شیوه ی فرزندپروری مقتدرانه اگرچه قوانین سختگیرانه ای اعمال می کند اما والدین موازی با وضع قوانین جدی که انتظار دارند فرزندان از آن پیروی کنند، یک فضای محبت آمیز و عاطفی نیز فراهم می کنند که مراقبت های لازم از احساسات فرزندان در آن انجام می شود و فرزندان احساس حمایت شدن را به اندازه ی کافی تجربه می کنند.

بر خلاف روش سلطه جویانه، خبری از تنبیهات جدی و انتظار اطاعت مطلق وجود ندارد و به احساسات مثبت و منفی فرزندان بسیار توجه می شود.

این روش را می توان به عنوان روشی “سخت گیرانه اما منصفانه” تعریف کرد که به دو جنبه ی رشد فرزند و آموزش او همزمان توجه دارد. کودکان در خانواده هایی که از این سبک والدگری پیروی می کنند جایی برای اشتباه کردن و آزادی ارتکاب به خطا بدون قضاوت را دارند و در ساختاری پرورش می یابند که در هنگام خطا و اشتباه به جای سرزنش و قضاوت، راهنمایی می شوند.

والدین مقتدر نکات زیر را در رأس کار خود قرار می دهند:

  • برخورد قاطعانه اما بدون دخالت و ایجاد محدودیت
  • استفاده از روش های حمایتی به جای روش های تنبیهی و توبیخی
  • تلاش برای تربیت فرزندانی اجتماعی و مسئولیت پذیر

در این خانواده ها فرزندان اعتماد به نفس بالایی دارند و قابلیت خودتنظیمی و تشخیص درست از نادرست را دارند. در مواقع بروز مشکل می توانند تصمیم گیری کنند و برای مقابله با مشکل راه حلی بیابند و از روبرویی با چالش ها هراس ندارند.

آپلود عکس

سهل گیرانه

هیچ قانون و ساختاری که برای کودک ناراحت کننده و نا امیدکننده باشد در سیستم تربیتی سهل گیرانه وجود ندارد. والدین سهل گیر به فرزندان اجازه می دهند آزادانه و بدون محدودیت هر آنچه می خواهند انجام دهند. والدین سهل گیر بلافاصله در برابر خواسته های کودک تسلیم می شوند و مانند یک دوست با آن ها تعامل دارند، که روش قابل قبولی تلقی نمی شود.

اغلب والدینی که سبک والدگری سهل گیرانه را در پیش میگیرند خود در خانواده هایی با والدین مستبد رشد کرده اند و در نتیجه نمی خواهند فرزندانشان شرایط مشابهی را تجربه کنند، به همین جهت اشتباها از طرف دیگر بوم سقوط می کنند و روشی سهل گیرانه در پیش می گیرند.

فقدان ساختار و چارچوبی مشخص در این روش فرزندپروری اثرات منفی در بلندمدت خواهد داشت و در نهایت شما با کودکی مواجه خواهید شد که در تمام جنبه ها حق با اوست و در غیر این صورت بسایر مضطرب خواهد شد، در بزرگسالی نیز این مسئله شدیدتر شده و سایر نزدیکان او را درگیر خواهد کرد.

پیامدهای انکارناپذیر این سبک عبارتند از:

  • فرزندانی بیش از حد سرکش و پرخاشگر (در صورتیکه که به خواسته ی آن ها عمل نشود)
  • عدم توانایی کنترل عاطفه و احساسات
  • تسلیم شدن در برابر مشکلات
  • ریسک بالای درگیر شدن در رفتارهای ناهنجار و ضداجتماعی مانند سوء مصرف مواد مخدر و الکل

نکات مهم در انتخاب بهترین سبک والدگری

ادامه نوشته

راهکارها و پیشنهاد ها شما به خودی خود سبک فرزندپروری موفقی را به کار می بندید،

آپلود عکس

راهکارها و پیشنهاد ها
شما به خودی خود سبک فرزندپروری موفقی را به کار می بندید، با این حال برای کاهش خطاها و افزایش شیوه های موثر تربیت فرزند توصیه می کنیم راهکارهای زیر را به کار ببندید.

ارتباط کلامی خود را با فرزندتان افزایش دهید، برای صحبت کردن با او دنبال دلیل خاصی نگردید، می توانید در مورد موضوعات کوچک روزمره با او صحبت کنید.
ارتباط عاطفی خود را با فرزندتان گسترش دهید. این ارتباط عاطفی هم باید به صورت کلامی باشد مانند تحسین کردن، ابراز عشق و محبت کردن و قربان صدقه رفتن؛ و هم باید به شکل فیزیکی باشد مانند بوسیدن، در آغوش گرفتن، نوازش کردن.
چنانچه فرزند زیر 12 سال دارید حتما زمان کوتاهی در روز را به بازی با او اختصاص دهید.
به جای انتقاد از علاقه مندی ها و فعالیت های فرزندتان، گهگاه در این فعالیت ها با او همراه شوید.
قواعد و قوانینی که فرزندتان باید رعایت کند را مشخص کنید و دلیل وضع آنها را به او توضیح دهید.
از دستورهای واضح، مشخص و کوتاه برای دستور دادن به کودک استفاده کنید.
به جای تمرکز بر رفتارهای نادرست فرزندتان رفتارهای مثبت او را مورد توجه قرار داده و او را بابت انجام آنها تشویق کنید.
هنگام انتقاد از فرزندتان، هیچ گاه شخصیت او را مورد آماج حمله های خود قرار ندهید، به گونه ای رفتار کنید که او متوجه بشود رفتار نادرست او مورد تنبیه و بازخواست قرار گرفته نه کل شخصیت اش.
فرزند نوجوان خود را در تصمیم گیری ها دخالت دهید.
به گونه ای رفتار کنید که فرزندتان احساس فعالیت و مشارکت در خانه داشته باشد.
اگر در مورد موضوعی دچار اشتباه شدید، آن را بیان کنید و بابت رفتار اشتباهتان معذرت خواهی کنید.
حقوق اساسی و اولیه فرزندتان را بشناسید و هرگز به آن تعدی نکنید.
از سرزنش، تنبیه و تحقیر او در مقابل دیگران، جداً اجتناب کنید.
احساسات و هیجانات فرزندتان را درک کنید و سعی نکنید که با این هیجانات مقابله کنید و یا آن ها را از بین ببرید، در هنگام بروز مشکل، در ابتدا با آن ها همدلی کنید.
در هنگام بروز مشکل در رابطه شما با فرزندتان، با مشارکت یکدیگر راه حلی برای مشکل پیدا کنید.
به جای نصیحت های طولانی سعی کنید الگوی عملی فرزندتان باشید.
تشکر و قدردانی از زحمات شما والدین گرامی🙏
گرد آوری و ارائه دهنده
سیدیوسف سکاکی
کارشناسی ارشد مشاوره خانواده

تاثیرات پنجگانه شبکه های اجتماعی بر روابط زناشویی جیست ؟

هر چیز زیادی برای هیچ چیزی خوب نیست!

آپلود عکس

تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی زناشویی برای روابط نابالغ بیشتر است یک زندگی اجتماعی جداگانه‌ی دیگری را در این رسانه ها به وجود نیاورید.

به طور کلی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نقش مهمی را در زندگی ما ایفا می کنند. اما آیا این تاثیر و نقش، مثبت است یا منفی؟

مطمعناً شما هم شنیده‌اید، قرارهای عاشقانه‌ای که از طریق این شبکه‌ها به وجود آمدند و بسیاری از آنها نیز به ازدواج ختم شدند. این یک حقیقت خوشایند راجع به تاثیر شبکه های اجتماعی است. اما توجه داشته باشید هر چیز زیادی برای هیچ چیزی خوب نیست! همانطور که می‌دانید، افراط و تفریط می تواند اتفاقات بدی را منجر شود. به طور مثال، تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی زناشویی در صورت استفاده‌ بیش از حد، می تواند به شکل نامناسبی صورت بگیرد.

شبکه‌های مجازی بر روابط زن و شوهر تاثیر زیادی داشته است که در ادامه چند نوع از صدمات را آورده ایم:

اثر اول: از دست دادن “زمان ما”
مشکل داشتن در اجتناب به موقع از رسانه های اجتماعی می تواند باعث شود که متوجه محیط اطراف، از جمله شریک زندگی خود نشوید. لحظه ای که باید آن را با هم سپری می کردید، با پیمایش صفحات رسانه های اجتماعی جایگزین می شود. جای تعجبی نیست که این موضوع اغلب باعث بروز درگیری بین زوج ها می شود.

در سال 2014، مرکز تحقیقاتی پاو افشا کرد، 25 درصد از شرکت کنندگان در مطالعه‌، اظهار دارند که متوجه می شوند شرکایشان اغلب هنگام گذراندن وقت با یکدیگر حواسشان به تلفن همراه پرت می شود. 8 درصد از آنها در مورد این زمان صرف شده در رسانه های اجتماعی دچار تعارض بودند و 4 درصد نیز به دلیل این رفتار شریک زندگی خود احساس عصبانیت می کردند.

اثر دوم: به وجود آمدن نارضایتی و ناخشنودی در رابطه
آیا می‌دانستید که شبکه‌ی اجتماعی اینستاگرام (Instagram) در سال ۲۰۱۷، بیشترین تاثیر منفی را بر سلامت روانی کاربران خود داشته؟ این موضوع بر اساس نظرسنجی ای در کشور بریتانیا از 1500 شرکت کننده‌ی 18 تا 24 ساله اتفاق افتاد، مشخص شد. بر اساس این نظر‌سنجی، معلوم شد که اینستاگرام بیشترین سهم را در بروز مشکلاتی مثل اضطراب، افسردگی، FOMO و قلدری داشته است.
تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی زناشویی به طور غیر قابل انکاری به شادی رابطه مربوط می شود. گروهی از روان‌شناسان اجتماعی و سازمانی در دانشگاه VU آمستردام، زوج‌هایی را که یک ماه از ازدواجشان می‌گذشت به عنوان پاسخ‌دهنده‌ی تحقیقی دعوت کردند. به طول مدت چهار سال، این گروه پنج بار از آنها در مورد موضوعات مربوط به استفاده از اینترنت و سطوح شادی مصاحبه کرد. آنها اعتراف کردند که در هنگام مرور اینترنت و شبکه های اجتماعی، توقف برایشان کار بسیار دشواری بود. آن ها اظهار داشتند که ترجیح می دادند به جای گذراندن وقت با شریک خود به گذراندن وقت در اینترنت ادامه دهند. نتیجه‌ی این اتفاق و رفتار این است که زوج ها در زندگی زناشویی خود احساس خوشبختی و خشنودی نمی کنند

اثر سوم: به وجود آمدن احساس حسادت
گروهی از روانپزشکان، با انجام مطالعاتی، توانستند به وجود آمدن احساس حسادت، به عنوان تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی زناشویی را تایید کنند. علاوه بر این موضوع، رسانه‌ها می‌توانند دسترسی آسانی را برای افراد شکاک فراهم کنند تا به دنبال اطلاعاتی در مورد تعاملات فرد دیگر باشند. چه سوء ظن‌ها درست باشند و چه بی اساس، مردم اغلب پس از فهمیدن موضوعی خاص، در مورد رابطه‌ی خود احساس ناراحتی می کنند. این موضوع اغلب می تواند منجر به افزایش احساس حسادت، نظارت کردن و درگیری در یک رابطه شود. در واقع هر چه که یک فرد بیشتر فعالیت‌های رسانه‌ای شریک زندگی خود را بررسی کند، بی‌اعتمادی و حسادت او نیز بیشتر خواهد شد.


اثر چهارم: ارائه‌ی استانداردهای غیر واقعی برای رابطه
به دلیل ماهیت اصلی شبکه‌های اجتماعی، این رسانه‌ها ما را تشویق می‌کنند که بهترین تصویر از زندگی و روابط شخصی‌مان را به اشتراک بگذاریم. به طور کلی مردم دوست دارند آنچه که دارند را ایده آل جلوه دهند و رسانه‌های اجتماعی ثروتی تمام نشدنی در این زمینه هستند. انجام مداوم مقایسه‌ی چیز‌هایی که داریم با چیزهایی که به‌عنوان ایده‌آل می‌بینیم، می‌تواند باعث بروز احساس حسادت و ناخرسندی شود. در حالی که دلیلی برای این طور فکر کردن وجود ندارد. ما در واقع، در اندازه گیری داشته های خودمان دچار اشتباه می شویم. کارشناسان همچنین از این احساسات به عنوان سندرم ایمپوستر (Imposter Syndrome) نیز یاد می کنند.

اثر پنجم: افزایش احتمال خیانت
رسانه های اجتماعی بدون شک جذابیت زیادی به همراه دارند. از وجود وسوسه های خرید گرفته تا تعقیب دیگران، نادیده گرفتن هر یک از آنها کار بسیار دشواری است. همچنین این سختی دو برابر می‌شود اگر که به اطلاعات سریعی که فقط در طی چند ثانیه دریافت می کنید معتاد نیز شده باشید. علاوه بر این ملاقات های الکترونیکی با اشخاص جدید و یا پیدا کردن یک آشنای قدیمی نیز احتمالاً ممکن است اتفاق بیفتد. برقراری ارتباط عاطفی با یک فرد جدید و یا شریک سابق در شبکه‌های اجتماعی احتمالاً یکی از بدترین اتفاقات ممکن در زندگی زناشویی است.
احتمالاً این حقایق شما را مضطرب کنند. با این حال، اگر به تحقیقات دیگری نگاه کنیم، چالش بزرگتر در واقع برای زوج‌هایی است که کمتر از سه سال از ازدواجشان می‌گذرد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی زناشویی برای روابط نابالغ بیشتر است.


روش حفظ تعادل سالم بین رسانه ها و روابط زن و شوهر
همانطور که دیدید ما در این مقاله به بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی زناشویی پرداختیم. اما چگونه می توان تعادلی در استفاده از این رسانه ها پیدا کرد که آسیبی به روابط عاطفی ما وارد نشود. در ادامه به سه دستور عمل ساده برای رسیدن به این هدف خواهیم پرداخت.

از رسانه های اجتماعی به عنوان نقطه مقایسه‌ی منفی برای رابطه خود استفاده نکنید.
برای رابطه‌ی خود وقت بگذارید.
یک زندگی اجتماعی جداگانه‌ی دیگری را در این رسانه ها به وجود نیاورید.