تاثیرات پنجگانه شبکه های اجتماعی بر روابط زناشویی جیست ؟

هر چیز زیادی برای هیچ چیزی خوب نیست!

آپلود عکس

تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی زناشویی برای روابط نابالغ بیشتر است یک زندگی اجتماعی جداگانه‌ی دیگری را در این رسانه ها به وجود نیاورید.

به طور کلی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نقش مهمی را در زندگی ما ایفا می کنند. اما آیا این تاثیر و نقش، مثبت است یا منفی؟

مطمعناً شما هم شنیده‌اید، قرارهای عاشقانه‌ای که از طریق این شبکه‌ها به وجود آمدند و بسیاری از آنها نیز به ازدواج ختم شدند. این یک حقیقت خوشایند راجع به تاثیر شبکه های اجتماعی است. اما توجه داشته باشید هر چیز زیادی برای هیچ چیزی خوب نیست! همانطور که می‌دانید، افراط و تفریط می تواند اتفاقات بدی را منجر شود. به طور مثال، تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی زناشویی در صورت استفاده‌ بیش از حد، می تواند به شکل نامناسبی صورت بگیرد.

شبکه‌های مجازی بر روابط زن و شوهر تاثیر زیادی داشته است که در ادامه چند نوع از صدمات را آورده ایم:

اثر اول: از دست دادن “زمان ما”
مشکل داشتن در اجتناب به موقع از رسانه های اجتماعی می تواند باعث شود که متوجه محیط اطراف، از جمله شریک زندگی خود نشوید. لحظه ای که باید آن را با هم سپری می کردید، با پیمایش صفحات رسانه های اجتماعی جایگزین می شود. جای تعجبی نیست که این موضوع اغلب باعث بروز درگیری بین زوج ها می شود.

در سال 2014، مرکز تحقیقاتی پاو افشا کرد، 25 درصد از شرکت کنندگان در مطالعه‌، اظهار دارند که متوجه می شوند شرکایشان اغلب هنگام گذراندن وقت با یکدیگر حواسشان به تلفن همراه پرت می شود. 8 درصد از آنها در مورد این زمان صرف شده در رسانه های اجتماعی دچار تعارض بودند و 4 درصد نیز به دلیل این رفتار شریک زندگی خود احساس عصبانیت می کردند.

اثر دوم: به وجود آمدن نارضایتی و ناخشنودی در رابطه
آیا می‌دانستید که شبکه‌ی اجتماعی اینستاگرام (Instagram) در سال ۲۰۱۷، بیشترین تاثیر منفی را بر سلامت روانی کاربران خود داشته؟ این موضوع بر اساس نظرسنجی ای در کشور بریتانیا از 1500 شرکت کننده‌ی 18 تا 24 ساله اتفاق افتاد، مشخص شد. بر اساس این نظر‌سنجی، معلوم شد که اینستاگرام بیشترین سهم را در بروز مشکلاتی مثل اضطراب، افسردگی، FOMO و قلدری داشته است.
تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی زناشویی به طور غیر قابل انکاری به شادی رابطه مربوط می شود. گروهی از روان‌شناسان اجتماعی و سازمانی در دانشگاه VU آمستردام، زوج‌هایی را که یک ماه از ازدواجشان می‌گذشت به عنوان پاسخ‌دهنده‌ی تحقیقی دعوت کردند. به طول مدت چهار سال، این گروه پنج بار از آنها در مورد موضوعات مربوط به استفاده از اینترنت و سطوح شادی مصاحبه کرد. آنها اعتراف کردند که در هنگام مرور اینترنت و شبکه های اجتماعی، توقف برایشان کار بسیار دشواری بود. آن ها اظهار داشتند که ترجیح می دادند به جای گذراندن وقت با شریک خود به گذراندن وقت در اینترنت ادامه دهند. نتیجه‌ی این اتفاق و رفتار این است که زوج ها در زندگی زناشویی خود احساس خوشبختی و خشنودی نمی کنند

اثر سوم: به وجود آمدن احساس حسادت
گروهی از روانپزشکان، با انجام مطالعاتی، توانستند به وجود آمدن احساس حسادت، به عنوان تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی زناشویی را تایید کنند. علاوه بر این موضوع، رسانه‌ها می‌توانند دسترسی آسانی را برای افراد شکاک فراهم کنند تا به دنبال اطلاعاتی در مورد تعاملات فرد دیگر باشند. چه سوء ظن‌ها درست باشند و چه بی اساس، مردم اغلب پس از فهمیدن موضوعی خاص، در مورد رابطه‌ی خود احساس ناراحتی می کنند. این موضوع اغلب می تواند منجر به افزایش احساس حسادت، نظارت کردن و درگیری در یک رابطه شود. در واقع هر چه که یک فرد بیشتر فعالیت‌های رسانه‌ای شریک زندگی خود را بررسی کند، بی‌اعتمادی و حسادت او نیز بیشتر خواهد شد.


اثر چهارم: ارائه‌ی استانداردهای غیر واقعی برای رابطه
به دلیل ماهیت اصلی شبکه‌های اجتماعی، این رسانه‌ها ما را تشویق می‌کنند که بهترین تصویر از زندگی و روابط شخصی‌مان را به اشتراک بگذاریم. به طور کلی مردم دوست دارند آنچه که دارند را ایده آل جلوه دهند و رسانه‌های اجتماعی ثروتی تمام نشدنی در این زمینه هستند. انجام مداوم مقایسه‌ی چیز‌هایی که داریم با چیزهایی که به‌عنوان ایده‌آل می‌بینیم، می‌تواند باعث بروز احساس حسادت و ناخرسندی شود. در حالی که دلیلی برای این طور فکر کردن وجود ندارد. ما در واقع، در اندازه گیری داشته های خودمان دچار اشتباه می شویم. کارشناسان همچنین از این احساسات به عنوان سندرم ایمپوستر (Imposter Syndrome) نیز یاد می کنند.

اثر پنجم: افزایش احتمال خیانت
رسانه های اجتماعی بدون شک جذابیت زیادی به همراه دارند. از وجود وسوسه های خرید گرفته تا تعقیب دیگران، نادیده گرفتن هر یک از آنها کار بسیار دشواری است. همچنین این سختی دو برابر می‌شود اگر که به اطلاعات سریعی که فقط در طی چند ثانیه دریافت می کنید معتاد نیز شده باشید. علاوه بر این ملاقات های الکترونیکی با اشخاص جدید و یا پیدا کردن یک آشنای قدیمی نیز احتمالاً ممکن است اتفاق بیفتد. برقراری ارتباط عاطفی با یک فرد جدید و یا شریک سابق در شبکه‌های اجتماعی احتمالاً یکی از بدترین اتفاقات ممکن در زندگی زناشویی است.
احتمالاً این حقایق شما را مضطرب کنند. با این حال، اگر به تحقیقات دیگری نگاه کنیم، چالش بزرگتر در واقع برای زوج‌هایی است که کمتر از سه سال از ازدواجشان می‌گذرد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی زناشویی برای روابط نابالغ بیشتر است.


روش حفظ تعادل سالم بین رسانه ها و روابط زن و شوهر
همانطور که دیدید ما در این مقاله به بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی زناشویی پرداختیم. اما چگونه می توان تعادلی در استفاده از این رسانه ها پیدا کرد که آسیبی به روابط عاطفی ما وارد نشود. در ادامه به سه دستور عمل ساده برای رسیدن به این هدف خواهیم پرداخت.

از رسانه های اجتماعی به عنوان نقطه مقایسه‌ی منفی برای رابطه خود استفاده نکنید.
برای رابطه‌ی خود وقت بگذارید.
یک زندگی اجتماعی جداگانه‌ی دیگری را در این رسانه ها به وجود نیاورید.

تاثیر بازی‌‌های رایانه‌ای خشن بر کودکان چیست؟ ۴ اثر مهم و مخرب

آپلود عکس

تصور کنید فرزندتان با چهره‌ای خوشحال با یک ابزار جنگی در حال کشتن مردم در خیابان است، هر یک نفر را با ماشین زیر می‌گیرد، به او امتیاز داده می‌شود و به عنوان قهرمان شهر مجازی‌اش شناخته می‌شود. در این صورت آیا خنده و لذت او نشانه علاقه‌مندی او به این‌گونه رفتارها است؟ این سبک بازی‌ها چه تاثیری بر آینده کودک می‌گذارند؟ برای جواب به این سوال نیاز است تا نگاه دقیق‌تری به تحقیقات علمی انجام شده در این حیطه داشته باشیم.

اگر فرزند شما در حال انجام بازی‌‌هایی است که در آن‌ها مضامین اسلحه سرد و گرم، کشتار یا آزار رساندن به موجودات زنده اعم از انسان‌ها و حیوانات، نمایش خون در بازی، امتیاز گرفتن کاربر در اثر کشتن بیشتر، چهره‌های عصبانی، صداهای خشونت آمیز وجود داشته باشد، در گروه بازی‌‌های خشن برای بچه‌ها قرار می‌گیرد.

در واقع فرزند شما به تجربه هیجان و موزیک‌های خاص و حس قدرتی که از انجام ماموریت‌هایش می‌گیرد، علاقه نشان می‌دهد، اما این علاقه می‌تواند موجب تاثیرات منفی پنهانی در شخصیت و رفتار کودکان شود. بسیاری از والدین نگران این اثرات منفی بازی‌‌های رایانه‌ای و به خصوص محتوای خشونت‌آمیز بازی‌ها هستند. محققان سال‌هاست که در مورد تاثیر بازی‌‌های کامپیوتری خشن بر کودکان و نوجوانان بحث و تحقیق می‌کنند. در این مطلب با زبانی ساده خلاصه‌ای از نتایج این تحقیقات درباره تاثیر بازی‌های رایانه‌ای خشن در کودکان را بیان می‌کنیم. با ما همراه باشید.

آپلود عکس

۱-تاثیر بازی‌ های خصمانه بر روحیه همدلی کودکان

بازی‌های خشن تاثیرات عمیق‌تری، نسبت به سایر بازی‌ها، بر کودکان دارد. چرا که میزان هیجانی که کودک در طی بازی تجربه می‌کند، احساس لذت را به وجود می‌آورد و فرزندتان را شیفته این دنیای پرهیجان می‌کند.

فرزند شما در اکثر اوقات تفاوت دنیای واقعی و مجازی را متوجه نمی‌شود و از نقشی که در بازی‌ها به عهده دارد تاثیر بسیار زیادی می‌گیرد. به طور مثال اگر او نقش یک آدم خلافکار را دارد که از دست پلیس‌ها فرار می‌کند و در ازای دریافت پول، به تعدادی انسان بی‌گناه آسیب می‌رساند یا به دوستانش خیانت می‌کند، ممکن است در دنیای واقعی هم رفتارهایی غیرهمدلانه مشابه این کارها را انجام دهد.

می‌توان گفت انجام بازی‌‌های خشن، بر کاهش رفتارهای مثبت کودکان مانند همدلی، نیز تاثیر به‌سزایی دارد. بازی‌‌های رایانه‌ای خشن ممکن است روحیه‌ اجتماعی و همدلی کودکان را تضعیف کند و رفتار خصمانه را در تعاملات اجتماعی آن‌ها افزایش دهد. نتایج تحقیقات مشابهی نشان داد این دسته از بازی‌ها باعث می‌شود کودکان مشارکت کمتری برای کمک به خیریه و انسان‌های نیازمند داشته باشند. داشتن روحیه همدلی در کودکان بسیار مهم است و والدین باید مراقب تقویت این روحیه در کودکان باشند. اگر مایل به استفاده از روش‌های خاص و ساده، برای تقویت همدلی در کودکان هستید می‌توانید به مقاله «آموزش همدلی به کودکان» مراجعه کنید.

آپلود عکس

۲- افزایش پرخاشگری کودکان محصول بازی‌‌های رایانه‌ای خشن

تحقیقات متعدد و به‌روز شده‌ای نشان می‌دهد که انجام بازی‌‌های خشن باعث افزایش رفتار، افکار و احساسات پرخاشگرانه، در کودکان و نوجوانان می‌شوند. بگذارید یک آزمایش جالب را باهم مرور کنیم. محققین یک دانشگاه آمریکایی آزمایشی علمی‌ انجام دادند که در آن، از کودکان و نوجوانان دعوت کردند تا در مکانی جمع شوند و بازی‌‌های رایانه‌ای مختلفی را بازی کنند. آن‌ها شرکت‌کنندگان را به دو گروه تقسیم کردند: یک گروه بازی‌‌های رایانه‌ای پرخاشگرانه و یک گروه بازی‌‌‌های غیرپرخاشگرانه انجام دادند. بعد از بازی، از آن‌ها خواسته شد تا داستان‌های ناتمامی را بخوانند و آن‌ها را کامل کنند. یکی از داستان‌ها به شرح زیر بود:

یک روز که سارا به شدت خسته بود، تصمیم گرفت با سفارش یک غذای خوشمزه در رستوران به خودش جایزه دهد. او متوجه شد بعد از انتظاری طولانی، سفارشش هنوز آماده نشده است و قصد داشت رستوران را ترک کند که پیش‌خدمت را با غذا در حال نزدیک شدن به میزش دید. به نظر شما حالا چه اتفاقی می‌افتد؟ در ادامه داستان ۲۰ کاری را که سارا انجام می‌دهد یا فکر و احساس می‌کند را بگویید.

پاسخ شرکت‌کنندگان جالب بود. آن گروهی که قبل از خواندن داستان، بازی خشونت‌آمیز انجام داده بودند، رفتارها و حرف‌ها و احساسات سارا را بسیار خشن‌تر عنوان کرده بودند. بعضی از پاسخ‌های آن‌ها را با هم می‌خوانیم:

  • «مگه برای درست کردن سوپ پیاز فرانسوی باید تا فرانسه می‌رفتی؟»
  • مشت زدن به پیش‌خدمت
  • ریختن غذا روی سر پیش‌خدمت

نتایج این تحقیق نشان داد بچه‌هایی که بازی‌‌های خشن انجام داده بودند، افکار، احساسات و رفتار خشونت‌آمیزتری را برای کاراکتر داستان(سارا) برگزیده بودند. این موضوع بدان معنی است که کودکان و نوجوانانی که در معرض بازی‌‌های خشن قرار دارند ممکن است قصد و نیت دیگران(در این‌جا پیشخدمت) را به اشتباه، غیردوستانه درک کنند و به همان نسبت واکنش‌های پرخاشگرانه‌تری داشته باشند.

در آزمایش دیگری در مرکز تحقیقاتی روانشناسی اروپا، محققان ۶۰۰ دانش آموز را مورد آزمایش قرار دادند و از آن‌ها در مورد عادات بازی کردنشان، این‌که چقدر در طول روز بازی می‌کنند و نوع بازی‌‌های رایانه‌ای که انجام می‌دادند، سوال کردند. هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زمان از معلمان و مسئولین مدرسه گزارش دقیقی از رفتار هر کودک تهیه شد. نتایج نشان داد که کودکان و نوجوانانی که خود را در معرض خشونت بیشتری در بازی‌‌های رایانه‌ای خشن قرار داده بودند، رفتار خصمانه‌تری داشتند، با معلم‌ها بیشتر بحث می‌کردند، بیشتر در دعواهای فیزیکی درگیر می‌شدند و در مدرسه و نمراتشان عملکرد ضعیف‌تری داشتند. اگر فرزند شما در معرض این بازی‌‌های رایانه‌ای خشن قرار گرفته و رفتارهای پرخاشگرانه او افزایش یافته است، ضمن جایگزینی این بازی‌ها با فعالیت هدفمند انجام تکنیک‌های مقاله «رفتار با کودک پرخاشگر» را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

آپلود عکس

۳- عوارض بازی‌‌های خشونت‌آمیز روی مهارت حل‌مسئله کودکان

مهارت حل مسئله کودکان در اثر مواجهه با محتوای خشونت‌آمیز تغییر می‌کند. ما در مقاله «چرا کودکان نباید فیلم ترسناک ببینند» به طور مفصل در این‌باره صحبت کردیم. مثلا اگر فرزند شما در حال انجام بازی رایانه‌ای لاک‌پشت‌های نینجا یا اسپایدرمن است، این پیام را دریافت می‌کند که می‌توان قهرمان بود و کارهای خوب را از طریق اعمال خشونت‌آمیز انجام داد. در نتیجه وقتی یک نفر در مدرسه در حال زورگویی به دوستش است، کتک زدن را به عنوان بهترین راه‌حل در ذهنش ارزیابی می‌کند.

پژوهش‌های روانشناسی موجود در زمینه حوزه دیجیتال نشان می‌دهند، بچه‌هایی که طولانی مدت، بازی‌‌های رایانه ای خشن انجام می‌دهند، این فکر در سرشان ایجاد می‌شود که خشونت یک راه‌حل قابل‌قبول و موثر برای حل مشکلات در زندگی است. همچنین ممکن است آن‌ها در اثر قرار گرفتن زیاد در فضای این بازی‌‌های رایانه‌ای خشن، فکر کنند که جهان مکانی تاریک، شوم و ناامن است. در این صورت احتمال بیشتری دارد که به اختلالات اضطرابی در کودکی دچار شوند.

آپلود عکس

۴- بازی‌‌های رایانه‌ای خشن بستری برای اعمال بزهکارانه کودکان

آیا خشونت موجود در بازی‌‌های رایانه‌ای می‌تواند باعث خشونت در دنیای واقعی شود و کودکان را به مجرمانی بالقوه تبدیل کند؟در مقاله «مضرات موبایل برای کودکان» به این موضوع پرداختیم که بازی‌‌های موبایلی خشن تاثیر زیادی در کاهش حساسیت کودک نسبت به تماشا یا انجام اعمال پرخاشگرانه دارد. با در نظر گرفتن این موضوع که کودک زمان زیادی را صرف این بازی‌ها می‌کند، می‌توان گفت احتمال تبدیل خشونت مجازی به خشونت واقعی وجود دارد اما لزوما یک رابطه مستقیم نیست!

برای مثال به حادثه‌ای که در آمریکا رخ داد توجه کنید: فرد جوان مسلحی که در یک فروشگاه زنجیره‌ای در آمریکا، ۲۲ نفر را کشته و ۲۴ نفر را زخمی کرد، به ماموران پلیس گفته بود که در آن لحظه احساس می‌کرده است که مانند یک سرباز جنگجو در یک بازی رایانه‌ای است. بسیاری از سیاست‌مداران به سرعت بازی‌‌های رایانه‌ای خشن را مقصر دانستند، با این حال دلیل اولیه‌ای که این جوان برای حمله به مردم و کشتار آن‌ها بیان کرده، مسائل نژادی و نفرت قومی بوده است.

یعنی می‌توان گفت انجام بازی‌‌های رایانه‌ای خشن توسط کودکان به طور مستقیم منجر به اعمال مجرمانه نمی‌شود و برای وقوع جرم، عوامل متعددی باید در کنار هم قرار بگیرند. با این حال، این بازی‌ها، زمینه و بستر را برای هر نوع پرخاشگری فیزیکی یا کلامی و رفتار‌های بدون فکر، آماده می‌کنند.

آموزش صحیح کار با فضای مجازی به کودکان

فضای مجازی و کودکان
آموزش صحیح کار با فضای مجازی به کودکان

به فرزندان خود تاکید کنید که هرگز آدرس، شماره تلفن و سایر اطلاعات شخصی نظیر نام و آدرس مدرسه و عکسای خصوصی خود را بر روی اینترنت اعلام نکنند. حتی دوستانشان.
استفاده از نرم افزار های امنیتی و محافظ: نرم افزار های مختلفی وجود دارند که با استفاده از آن ها می توانید دسترسی کودک به وب سایت های نا مناسب را محدود کنید.
کامپیوتر را به جای آن که در اتاق خواب کودکتان قرار دهید، در یکی از قسمت های اشتراکی خانه، مثل اتاق نشیمن بگذارید و ناظر استفاده کودک از آن در فضای مجازی باشید. همچنین از نظارت بر فعالیت کودک با دستگاه های هوشمند مثل تبلت و موبایل غافل نشوید. برای سیستم رمز بگذارید تا زمانی که شما سر کار و یا بیرون از منزل هستید کودک وقتش را با اینترنت هدر ندهد و معتادش نباشد.
اینترنت تصویری از دنیای واقعی است. بنابراین به فرزندان خود تفاوت بین درستی و نادرستی بر روی اینترنت را که همانند دنیای واقعی است، آموزش دهید.
نحوه احترام به سایر افراد در اینترنت را به فرزندان خود آموزش دهید. خصلت های پسندیده انسانی با نشستن پشت کامپیوتر تغییر نمی یابند. به کودک آموزش دهید به حرف ها و عکس ها در فضای مجازی اعتماد نکند اما او را دروغگو بار نیاورید.
نحوه رعایت حقوق دیگران در اینترنت را به فرزندان خود آموزش دهید.
کارتون، ویدیو ها و یا بازی هایی با هدف آموزش برایش انتخاب کنید.
الگوی مناسبی برای کودک خود باشید و استفاده از تلفن همراه را برای خودتان نیز محدود کنید. بازی های سنتی و یا تلویزیون دیدن یا کودک خیلی بهتر می باشد.
با کودک خود مهربان باشید تا به شما اعتماد کند و اگر خدایی نکرده در فضای مجازی اشتباهی کرد و یا تهدیدی از شخصی صورت گرفت بدون ترس با شما مطرح کند.
برای کودک زیر 10 سال خود شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام، تلگرام و... نصب نکنید. در عوض کار با نرم افزار های مختلف موبایل و کامپیوتر اعم از پاورپوینت و... را به او آموزش دهید. همچنین می توانید گشت و گذار صحیح در اینترنت را به او یاد بدهید. مفاهیم ساده ساخت پوشه یا همان Folder در کامپیوتر، پلی کردن موزیک، دانلود کردن عکس و فیلم، copy and paste و... را حتما در اولویت های آموزش خود قرار دهید.

واضح و بی پرده به کودکتان بگویید فعالیت های او در فضای مجازی را زیر نظر دارید. البته قرار نیست از کار های کودکان جاسوسی کنید؛ چراکه با این کار اعتماد کودک از شما سلب خواهد شد و اگر در فضای مجازی اتفاق نا خوشایندی را تجربه کند، با شما در میان نخواهد گذاشت.

چه زمانی بیشتر از همیشه باید حواسمان به کودک باشد؟

کودک از افراد ناشناس تماس های تلفنی دریافت کند.
کودک به محض ورود والدین به اتاقش کامپیوتر را خاموش کند.
سپری کردن مدت زمانی طولانی در فضای مجازی(به ویژه شب ها).
کناره گیری کودک از اعضای خانواده و بی میلی به صحبت کردن درباره فعالیت هایش در فضای مجازی.
کودک از ارتباط با انسان های جدید می ترسد و علاقه ای برای رفتن به بیرون ندارد.

آسیب های فضای مجازی برای کودکان

آسیب های فضای مجازی برای کودکان

ممکن است حاوی مطالب غیر اخلاقی و نا مناسبی باشد زیرا فضای مجازی محیطی باز است و بهتر است کودکان با اجازه و یا حضور والدین از آن استفاده کنند.
خیال بافی و رفتار پرخاشگرانه: کودکی که زیاد در فضای مجازی وقت می گذارند ممکن است به مرور زمان مرز بین خیال و واقعیت را گم کند. چنین کودکی از آسیب های اجتماعی فضای مجازی مصون نیست؛ آسیب هایی مثل تمایل به رفتار های پرخاشگرانه و بی اعتنایی نسبت به درد و رنج دیگران.
روحیه خشن و عصبانی: ممکن است در فضای مجازی کودک بازی هایی خشن انجام دهد. بازی هایی که محتوای آن ها جنگی و کشتن دیگران است که این بازی ها کودک را خشن می کند و دوست دارد که این بازی ها را در واقعیت نیز اجرا کند.
تقلید نادرست از شخصیت های مجازی: کودک خود را با شخصیت های موفق آشنا کنید نه شخصیت هایی که الگوی مناسبی برای فرزندتان نیستند.
اعتیاد به اینترنت: یکی دیگر از دلایلی که موجب می شود معایب اینترنت پررنگ شود، اعتیاد کاربران بخصوص کودکان و نوجوانان است چرا که آن ها از عوارض و معایب استفاده بیش از اندازه از اینترنت آگاه نیستند و ممکن است با اعتیاد به اینترنت، سلامتی جسمی و روحی خود را به مخاطره بیاندازند. زمان استفاده از فضای مجازی را برای کودکان محدود کنید.
شبکه های اجتماعی: کودک شما که هنوز مدرسه هم نرفته است و یا تازه رفته است لزومی ندارد در شبکه های اجتماعی فعالیت کند. می توانید بازی های آموزشی و کار با نرم افزار های مختلف گوشی را می توانید جایگزین شبکه های اجتماعی کنید.
امکان دسترسی به اطلاعات شخصی و مالی والدین: همواره گزارش های بسیاری در فضای مجازی منتشر می شود که نشان می دهد کودکان بدون علم اطلاعات و امنیت سایبری، ممکن است به درخواست و ایمیل هکر ها و مجرمان سایبری پاسخ داده و اطلاعات مالی، کارت های بانکی و داده های شخصی والدین خود را دو دستی تقدیم آن ها کنند.
آسیب های سلامت جسمانی: کم تحرکی، اختلال های حرکتی، خستگی چشم، چاقی و اضافه وزن از جمله آسیب هایی اند که سلامت جسمانی کودکانی را که زیاد با دستگاه های دیجیتالی و فضای مجازی سروکار دارند تهدید می کنند.
مخاطرات جنسی یازورگویی سایبری: در این شیوه در حالی که یک کودک لزوما در معرض خطر فیزیکی نیست، اما ایمیل، چت یا پیام های متنی دریافت می کند که باعث می شود احساس خجالت، ناراحتی، افسردگی یا ترس شدید در او ایجاد شود. قلدری ها می تواند به عزت نفس کودک آسیب برساند و سلامت روانی آن ها را تهدید کند. شامل قرار گرفتن در معرض تبلیغات و بازاریابی بسیار هدفمند با سواستفاده از کودکان و نقض داده ها، مانند فروش داده های شخصی آن ها به سازمان های دیگر می شود.

آموزش مهارت های زندگی به کودکان

آپلود عکس

1. مهارت حل مسئله و تصمیم‌گیری

حل مسئله و تصمیم‌گیری از مهم‌ترین مهارت‌هایی هستند؛ که در طول زندگی به آن‌ها احتیاج پیدا می کنیم. آموزش مهارت های زندگی به کودکان به همراه مهارت حل مسئله کامل می‌شود. زمانی که در زندگی به یک مشکل بر می خوریم؛ باید بتوانیم شرایط و موقعیت را بسنجیم و برای آن راه حل پیدا کنیم و در نهایت تصمیم بگریم. در تصمیم درست گرفتن برای کودک خود، با راهنمایی کردن او می توانیم به او کمک زیادی کنیم. اما به یاد داشته باشید؛ که همزمان استقلال در تصمیم گیری و حل مسئله را در او پرورش دهیم. این موضوع با تکرار و تمرین بهتر می شود. و به کودک کمک می کند تا در در سنین بالاتر با اعتماد به نفس بیشتر و بهتری برای خود تصمیم گیری کنند و در حل مشکلات خود مستقل تر عمل کنند.
2. مهارت برقراری روابط اجتماعی

ارتباط برقرار کردن با دیگران برای کودکان امری بسیار مهمی است. آن‌ها از این راه روابط اجتماعی، اصول و قواعد اجتماعی و همین‌طور همدلی و همکاری کردن با دیگران را می آموزند. همچنین این مهارت در دوران بزرگسالی به آن‌ها کمک می‌کند؛ تا در آینده هم به‌ راحتی بتوانند برای خود دوست پیدا کنند. همچنین روابط اجتماعی مناسب و خوب باعث می شود؛ فرد در زمینه کاری و شغلی خود هم بتواند پیشرفت کند. و مسیر موفقیت اجتماعی را برای خود هموار تر کند. این نکته همیشه مهم بوده است؛ که انسان فردی اجتماعی به این دنیا می آید. و ارتباط و مشارکت کردن با دیگران از نیازهای اولیه هر فرد در این جهان است.

3. مهارت مدیریت زمان

مدیریت زمان از دسته مهارت‌هایی است؛ که در سنین بزرگسالی بسیار به آن احتیاج پیدا می کنیم. چرا که هر چه که سن بیشتر می شود. مسئولیت ها ما هم در زندگی گسترده تر می شود. پس چه بهتر از همان سنین پایین تر یاد بگیریم که برای وقت و زمان خود ارزش قائل شویم. و در مدریت آن کوشا باشیم. کودکان احتیاج دارند؛ که بتوانند بین درس‌ها، کلاس‌های فوق‌العاد و همین‌طور تفریحاتشان تعادل برقرار کنند. و این تعادل از راه یادگیری مهارت مدیریت زمان شکل می‌گیرد.
4. مهارت نه گفتن

کودکان، در سن بسیار حساسی در زمینه یادگیری هستند. به دلیل این که کودکان شرایط و موقعیت های دنیای اطراف خود را با توجه به تجربه کوتاهشان می سنجند. به دلیل ضعف های که در گفتار و ارتباط برقرار کردن دارند ممکن است؛ مورد زورگویی و بدرفتاری و همچنین خطر تجاوز قرار بگیرند. به همین دلیل مهارت نه گفتن، از اولین اصول، آموزش مهارت های زندگی به کودکان است. این امر باعث می شود؛ کودک بتواند حق و حقوق خود را در شرایط نامناسب تشخیص دهد. و بتواند از خود در برابر هر یک مواردی که گفته شد؛ دفاع کند.

5. مهارت تفکر نقادانه

تفکر نقادانه به این معناست که زمانی که با موضوعی روبه‌رو می‌شوید؛ بتوانید به‌خوبی تمامی ابعاد آن را ارزیابی کنید. این امر به ما کمک می‌کند هر حرفی را به‌راحتی نپذیرم؛ یا زمانی که در یک شرایط خاصی قرار می‌گیریم؛ به‌خوبی از پس حل کردن آن بربیایم. آموزش مهارت های زندگی به کودکان گاهی فاقد آموزش تفکر نقادانه است. این باعث می شود؛ برخی از کودکان به راحتی و آسانی در جوامع اجتماعی تحت تاثیر دوستان و یا سایر گروه‌های دیگر و حتی افراد سودجو قرار بگیرند. مهارت تفکر نقادانه به کودکان کمک می‌کند؛ هر حرفی را بی دلیل نپذیرند و به‌ خوبی بتواند درباره موضوعات مختلفی پرسش کنند؛ تحلیل و تفسیر خود را ارائه دهند.
6. کمک های اولیه اولیه

کمک های اولیه اولیه شامل دانستن نحوه برخورد با شرایط اضطراری است. یک کودک باید نحوه استفاده از کیت کمک های اولیه را بداند (و همچنین بداند که کجا در خانه و مکان های دیگر قرار دارد). کمک های اولیه اولیه همچنین شامل دانستن نحوه تماس با 911 در مواقع اضطراری است. تمرین از طریق ایفای نقش مهم است. به این ترتیب، شما آماده خواهید بود که دست یاری دراز کنید!

7. بهداشت اولیه

یادگیری نحوه انجام بهداشت اولیه بدون اینکه به او گفته شود، یک مهارت مهم زندگی است. در اینجا چند نمونه از اصول بهداشتی آورده شده است: مسواک زدن، حمام کردن، شانه کردن یا برس کشیدن مو، شستن صورت و لباس پوشیدن. همچنین می‌توانید دانستن زمان تمیز کردن لباس‌ها را در آنجا نیز اضافه کنید (در مورد تمیز کردن در زیر بیشتر). نوجوانان پیش از نوجوانی نیز می توانند استفاده از دئودورانت را به لیست اضافه کنند.
8. مهارت های مکالمه

گفتگو با دوستان، خانواده و آشنایان برای توسعه روابط بسیار مهم است. متأسفانه، بسیاری از بچه‌ها پیامک می‌فرستند و صحبت‌های رودررو زیادی انجام نمی‌دهند. مهارت های گفتگوی قوی به مدرسه، مصاحبه های شغلی، کار و به طور کلی زندگی کمک می کند. نکته: تمرین مکالمه سر میز شام را امتحان کنید!

9. مقابله با شکست

کنار آمدن با آن ممکن است سخت باشد، اما شکست بخشی از زندگی است. با این حال، کسانی که شکست را می پذیرند، به احتمال بسیار بیشتری موفق می شوند و خوشحال می شوند. پذیرای اصلاحات از سوی والدین و معلمان باشید (تا زمانی که این اصلاحات تضمین شده باشد). بچه ای که می تواند شکست (و انتقاد) را تحمل کند، از نظر عاطفی، ذهنی و اجتماعی برای بزرگسالی بسیار آماده تر است!
10. مرتب لباس پوشیدن و آماده شدن

در حین رعایت اصول بهداشتی به طور خلاصه به این موضوع اشاره کردیم. بچه ها می توانند یاد بگیرند که چگونه خودشان لباس بپوشند و در سنین پایین برای روز آماده شوند. برخی از راه‌های کمک به این فرآیند عبارتند از چیدن یک لباس از شب قبل و گرفتن ساعت زنگ دار که استفاده از آن آسان است. همچنین می توانید تصاویر یا فلش کارت هایی را که نحوه انجام این فرآیند را نشان می دهد پین کنید!

11. اخلاق

آداب معاشرت یک مجموعه مهارت مادام العمر است که همه باید آن را بیاموزند. گفتن “لطفا” و “متشکرم” نمونه هایی از اخلاق خوب هستند. مثال دیگر آداب میز است، از جمله نحوه استفاده مناسب از دستمال سفره و ظروف. همچنین مفید است که یاد بگیرید چه چیزی در کشورها و فرهنگ های دیگر مناسب است، به خصوص اگر سفر می کنید.
12. مدیریت پول

درک پول و داشتن آگاهی مالی یکی از ضروری ترین مهارت هاست! این را می توان در سنین پایین انجام داد. از پس انداز در قلک گرفته تا حساب های بانکی گرفته تا کارت های اعتباری، کودک باید یاد بگیرد که چگونه امور مالی را عاقلانه مدیریت کند. با افزایش سن، بچه ها همچنین می توانند در مورد سرمایه گذاری و تجارت (از جمله دنیای جدید هیجان انگیز ارزهای دیجیتال) بیاموزند.

13. استقلال کلی

همانطور که در مورد سفارش ذکر شد، بزرگسالان سعی می کنند با انجام دادن آنها برای بچه ها کارها را آسان تر کنند. به عنوان مثال، یک کودک 10-13 ساله به اندازه کافی بزرگ است که برای مدت کوتاهی تنها در خانه بماند. این فرصت خوبی برای تمرین استقلال است. برخی از مثال‌ها شامل انجام تکالیف به تنهایی، برداشتن اتاق خواب و مراقبت از وسایل شخصی است.
14. مدیریت زمان

مدیریت زمان مهارتی است که همه می توانند از آن استفاده کنند! از تکالیف مدرسه گرفته تا ورزش گرفته تا برنامه های فوق برنامه، بچه ها چیزهای زیادی در ظرف خود دارند. چگونه همه آن را مدیریت می کنید؟ این به ایجاد روال ها و دنبال کردن برنامه ها می رسد. اگر یاد بگیرید زمان خود را به طور موثر مدیریت کنید، می توانید زندگی را بسیار سرگرم کننده تر و استرس کمتری کنید!

داستان های کوتاه برای نوجوانان (8 داستان کوتاه برتر)

نوجوانان هم مثل کودکان از شنیدن داستان لذت می برند. اما حتما میدانید که نوجوانان به دلیل کار با اینترنت، موبایل یا کامپیوتر یا به دلایل مختلف دیگر در این سن، بیشتر به داستان های کوتاه علاقه مند هستند و حوصله شنیدن داستان های بلند را ندارند. به همین دلیل ما 7 تا از بهترین و عبرت آموزترین داستان های کوتاه برای نوجوانان را در این مطلب برای شما ترجمه و گردآوری کرده ایم مطمئن باشید از شنیدن آنها لذت خواهند برد!

آپلود عکس

1-سگ طمع کار

آپلود عکس

داستان کوتاه سگ طمع کار داستان جذابی برای همه افراد خواهد بود و می توانید از خواندن آن لذت ببرید.

یکی بود یکی نبود. سگی بود که به تنهایی زندگی می کرد. او خیلی طمعکار و حریص بود. اوقات زیادی بود که دوست داشت از طمع کاری دست بکشد. او همیشه به خودش قول می داد که درسم را خوب یاد می گیرم و طمع کاری نمی کنم اما دوباره قول هایش را فراموش می‌ کرد و مانند همیشه به یک سگ حریص تبدیل می‌ شد.

یک روز عصر که این سگ به شدت گرسنه بود، تصمیم گرفت به دنبال چیزی برای خوردن بگردد. به بیرون از خانه رفت که فقط یک پل آن جا وجود داشت و به خودش گفت: ” آنجا می‌ روم و به دنبال غذا در آن طرف پل می گردم. غذایی که آنجاست، قطعاً بهتر است.”

سپس از روی پل چوبی عبور کرد و با بو کشیدن به دنبال غذا می گشت. ناگهان متوجه یک استخوان شد که در فاصله ای از او افتاده بود و با خودش گفت: “من به شدت خوش شانس هستم و این استخوان، خوشمزه به نظر می رسد.” بدون اینکه زمان را تلف کند با حس گرسنگی زیاد استخوان را برداشت و می خواست که آن را بخورد. او با خودش فکر کرد: ” شاید کسی این دور و بر مرا با این استخوان ببیند و مجبور شوم که آن را با او به اشتراک بگذارم. بنابراین بهتر است که به خانه بروم و بعدا آن را بخورم. ”

سپس استخوان را داخل دهانش نگه داشت و با سرعت به سمت خانه دوید. هنگامی که می‌ خواست از پل چوبی عبور کند، به پایین رودخانه نگاه کرد و عکس خودش را داخل آن دید.

سگ احمق فکر کرد که یک سگ دیگر را دیده و با خودش فکر کرد که یک سگ دیگر استخوان در دهان، زیر پل وجود دارد. این سگ حریص با خودش گفت که چقدر خوب می شود استخوان او را هم برای خودم کنم و دیگر دو استخوان خواهم داشت. بنابراین به دنبال سگ رفت.

هر جا که می رفت او را مقابل خودش می دید و این موضوع او را از عصبانی کرده بود تا اینکه به تصویر خودش به سمت پایین نگاه کرد و شروع به واق واق کرد تا سگ مقابل را بترساند اما هنگامی که دهانش را برای پارس کردن باز کرد، استخوان از دهانش افتاد و در رودخانه افتاد.

سگ متوجه شد هیچ سگ دیگری آن جا نبوده و عکس خودش را داخل آب دیده اما دیگر خیلی دیر شده بود، زیرا تکه استخوان خودش را هم به خاطر حرص زیاد از دست داده بود و اکنون باید گرسنه می ماند.

2-جعبه آهنی

آپلود عکس

داستان کوتاه جعبه آهنی داستان جذابی برای همه افراد است. پس؛ از خواندن آن لذت ببرید.‌

موهان داس پسر یک تاجر بسیار ثروتمند بود. هنگامی که پدرش از دنیا رفت، یک جعبه آهنی برای او به یادگار گذاشت که چیز های بسیار ارزشمندی داخل آن وجود داشت. یک روز این پسر تصمیم گرفت که به شهر برود تا کار کند. بنابراین جعبه آهنی را برداشت و آن را به دوستش داد. نام دوست او راماسواک بود. او به دوستش گفت: “لطفاً این جعبه را برایم نگهدار. پدرم آن را به من داده است و من بعد از چند روز که از شهر برگردم آن را پس می گیرم. “‌ دوستش هم در پاسخ گفت: ” هرگز نگران نباش. من از این جعبه به شدت مراقبت می کنم. با خیال راحت به شهر برو. ” او هم با خوشحالی جعبه را به او سپرد و می دانست که جای جعبه آهنی ارزشمند کاملاً امن است.

چند روز بعد از شهر برگشت و نزد دوستش رفت و جعبه آهنی را از او درخواست کرد اما دوستش تظاهر کرد که کمی متعجب شده است و گفت: “جعبه آهنی او را مار ها خورده اند و من نتوانستم جلوی آن ها را بگیرم. ”

البته موهان متوجه شده بود که دوستش کمی حریص و طمع کار است و قصد دارد که به او دروغ بگوید و به او خیانت کند.‌

موهان به این فکر کرد که دوستم خیلی باهوش است؛ اما بهتر است سکوت کنم و باید راهی را پیدا کنم که جعبه را از او پس بگیرم. روز بعد موهان دوباره نزد دوستش رفت و گفت می توانی پسرت را پیش من بگذاری، زیرا کسی را می‌ خواهم که از اموال من محافظت کند.

دوستش کمی با خود فکر کرد و پیش خودش گفت: “موهان خیلی احمق است. او می‌ خواهد پسر من را برای نگهداری از اموالش استخدام کند. ” از این فکر خنده اش گرفت و سریعاً پذیرفت و پسرش را نزد او فرستاد.

صبح روز بعد موهان شتابان به سمت خانه دوستش رفت و گفت: “دوست عزیز اتفاق بسیار بدی افتاده، یک عقاب به سمت خانه ما آمد و پسرت را با خودش برد. ”

دوستش که به شدت نگران و عاجز شده بود؛ گفت: ” این عقاب چگونه توانست پسر من را با خودش ببرد؟” موهان پاسخ داد: “همان گونه که مار ها توانستند جعبه ی آهنی را بخورند. ”

سپس راماساواک در پاسخ گفت: “متاسفم دوستم. من متوجه اشتباهم شدم.” او از کاری که کرده بود و خیانتی که در حق دوستش مرتکب شده بود، به شدت ناراحت شد و جعبه را به دوستش برگرداند و هر دو راضی و خوشحال شدند.

3-تخم مرغ طلایی

آپلود عکس

هاریا یک آرایشگر فقیر بود که به تنهایی در یک کلبه کوچک زندگی می کرد.

زمان زیادی را صرف کار کردن کرده بود و هر چه قدر که در می آورد را خرج نیاز های اولیه اش می کرد. یک روز عصر بعد از این که از سرِ کار به خانه برمی گشت، به شدت گرسنه بود. با خودش فکر کرد امشب چه غذایی درست کنم؟ کمی بعد مشاهده کرد که یک مرغ با قدقد از کلبه بیرون می آید و با خودش فکر کرد که این مرغ می تواند غذای خوشمزه ای برای من باشد. پس امشب آن را آماده می کنم.

او کمی تلاش کرد تا بتواند مرغ را بگیرد و می‌ خواست او را بکشد تا اینکه مرغ به حرف زدن افتاد و گفت: ” لطفاً مرا نکش، مرد مهربان. من به تو کمک می کنم. ”

هاریا کارش را متوقف کرد و متعجب شده بود که مرغ چگونه توانسته صحبت کند. از او پرسید: ” چگونه می توانی به من کمک کنی؟”

مرغ در پاسخ گفت: “اگر زندگی من را نجات دهی، حتماً هر روز برایت تخم مرغ طلایی آماده می کنم. ” چشمان هریا کاملاً از تعجب گشاد شده بود و از اینکه چنین قولی را شنیده بود، کاملاً متعجب شد و با خودش گفت: “تخم مرغ طلایی، آن هم هر روز. چگونه این حرفت را باور کنم؟ احتمالاً دروغ می گویی. “‌

مرغ در پاسخ گفت:” اگر فردا تخم مرغ طلایی به تو ندادم، می توانی مرا بکشی.” تا این که این مرد مجاب شد تا روز بعد صبر کرد. صبح روز بعد در بیرون از کلبه به دنبال تخم مرغ طلایی می گشت و دید که مرغ روی آن نشسته است. کاملا متعجب شده بود و با خودش گفت: “پس حقیقت داشت‌ تو واقعاً به من تخم مرغ طلایی دادی. این اتفاق برای هیچ کس رخ نمی دهد “.

سپس مرد ترسید که دیگران متوجه شوند و این مرغ را از او بگیرند. از آن روز به بعد هر روز تخم مرغ طلایی داشت و مرد هم در قبال این اتفاق از او خیلی خوب مراقبت می کرد و باعث شد که خیلی زود ثروتمند شود؛ اما او بعد از ثروتمند شدن خسیس و حریص شده بود. با خودش فکر کرد که اگر بتواند شکم‌ مرغ را باز کند‌ می تواند همه تخم مرغ های طلایی را به یکباره بیرون بیاورد و مجبور نیست که هر روز صبر کند تا تخم مرغ ها را دانه دانه بیرون بیاورد‌.

در همان شب؛ مرغ را داخل خانه آورد و آن را کشت. شکمش را باز کرد اما هیچ تخم مرغ طلایی آن جا نبود. مرد خیلی پشیمان شد و با حسرت زیاد به خودش گفت: ” این چه کاری بود که انجام دادم. حرص و طمع زیاد من باعث شد که مرغم را بکشم.” اما دیگر خیلی دیر شده بود.

4-بوی خوش/ رایحه

آپلود عکس

در یک روستای کوچک؛ تاجری ثروتمند زندگی می کرد. او خیلی مهربان و نیکوکار بود و یک پسر داشت که متاسفانه پسرش وارد کار های بدی شده بود. او همیشه به پسرش نصیحت می کرد که با افراد ناباب رفت و آمد نداشته باشد و پسرش همیشه در پاسخ می گفت:” لطفاً من را نصیحت نکن. من می دانم که چه چیزی برایم خوب است و باید چه کار کنم. ”

روزی از روزها یک مرد با ایمان و روحانی وارد شهر شد. تاجر ثروتمند پیش او رفت. با او صحبت کرد و به او گفت: “پسرم تنها نگرانی و دغدغه من در زندگیم است. لطفاً به من کمک کن.” بعد از چند دقیقه که توضیحات لازم را داد، مرد روحانی به او پاسخ داد: ” پسرت را فردا صبح به اینجا بفرست. من با او صحبت خواهم کرد.” روز بعد تاجر پسرش را نزد مرد روحانی فرستاد.

مرد روحانی از پسر خواست که یک گل رز از باغ برایش بیاورد. پسر درخواست روحانی را اجابت کرد. سپس مرد روحانی به او گفت: ” این گل را بو کن و رایحه آن را با تمام وجود احساس کن. ” پسر این کار را انجام داد. سپس مرد روحانی یک کیسه گندم به او نشان داد و گفت:” گل رز را کنار این کیسه بگذار “. بعد از یک ساعت مرد روحانی از پسر خواست که گل رز را بو بکشد و بعد از او پرسید: ” آیا هیچ تغییری در بو احساس می کنی؟” پسر گفت: “نه هنوز هم بوی بسیار خوبی دارد” .

سپس مرد روحانی گفت: “پسرم تو باید شبیه به این گل رز باشی، همزمان رایحه خوب خودت را پخش کنی اما اجازه ندهی که رایحه و بوی بد به تو نفوذ کند. ویژگی های خوب نقاط قوت تو هستند. نباید در هم نشینی با دوستان ناباب آن ها را از دست بدهی. ” این پسر کاملاً متوجه حرف های مرد روحانی شد و گفت: ” واقعا از شما ممنونم. شما چشم های من را به زندگی باز کردید.” از آن روز به بعد او کاملاً صادق و راستگو شد و مانند پدرش به یک فرد نیکوکار تبدیل شده بود.

5-کاخ و کلبه پادشاه

آپلود عکس

ویکرامایدیتا به خاطر عدالت و مهربانی اش مشهور شده بود و می توانست برای حل مشکلات همه تلاش کند و در دوران پادشاهی اش هیچ کس ناراحت نبود. مردم به شدت او را دوست داشتند و بابت کارهایش از او سپاسگزار بودند. یک روز این پادشاه تصمیم گرفت که یک کاخ یا قلعه بسازد. بنابراین محل مورد نظر را مشخص کرد و شروع به کار کرد. کارگران چند روز مشغول به کار شدند و قلعه و یا کاخ را آماده کردند.

وزیر تصمیم گرفت قبل از پادشاه یک نگاه کلی و نهایی به آن داشته باشد. وزیر زمانی که قلعه را دید به شدت تعجب کرد و چشمش به چیزی افتاد و فریاد زد: ” آن چیست؟ من تا به حال چنین چیزی ندیدم.”

همه کارگران و سربازان به سمت او آمدند و دیدند که کمی دورتر از دروازه قلعه یک کلبه وجود دارد. سپس وزیر سر آن ها فریاد زد و گفت: ” این کلبه آنجا چه کار می کند؟ برای چه کسی است؟ سرباز پاسخ داد: ” این کلبه برای یک خانم پیر است که مدت زمان طولانیست اینجا زندگی می‌ کند. ”

سپس وزیر به سمت کلبه حرکت کرد و با این خانم پیر صحبت کرد و به او گفت: “می خواهم این کلبه را از تو بخرم. فقط هیچی نپرس.” خانم پیر در پاسخ گفت: “متاسفم آقا من نمی‌ توانم پیشنهاد شما را قبول کنم‌. کلبه ام برای من عزیزتر از جانم است و با همسرم که از دنیا رفته، اینجا زندگی می کردیم و من هم می‌ خواهم در همین جا بمانم و بمیرم. ”

وزیر تلاش کرد تا برای او توضیح دهد که این کلبه جذابیت قلعه آن ها را به هم ریخته است اما پیرزن به شدت پایدار و استوار بود و حاضر بود که هر مجازاتی را تحمل کند اما کلبه اش از دستش نرود.

بنابراین قبول نکرد که کلبه را به پادشاه بفروشد تا این که ماجرا را به پادشاه گفتند. پادشاه بخشنده و باهوش، کمی با خودش فکر کرد و گفت : ” اجازه دهید که کلبه دقیقا همان جا بماند، زیرا باعث افزایش زیبایی کاخ ما خواهد شد.‌” سپس رو به وزیرش گفت: “فراموش نکن چیزی که برای ما زشت به نظر می رسد، برای شخص دیگر همه زندگیش است.”

6-کاخ عالی

آپلود عکس

هزاران سال پیش پادشاهی در شهری زندگی می کرد. مردم او را دوست داشتند، زیرا به نیاز های آن ها خیلی خوب پاسخ می‌ داد. در انتهای هر ماه مردمی را به قلمرو پادشاهی اش دعوت می‌ کرد تا در مورد کار آن ها جویا شود.

این پادشاه چیزهای زیادی ساخته بود. هر سال هم قلعه‌ های زیادی می ساخت که هرکدام بهتر از قبلی بودند و مردم هم به شدت به او افتخار می‌ کردند.

یک روز این پادشاه با خودش فکر کرد که امسال بهترین قلعه و کاخ را می‌ سازم تا خیلی در آن راحت باشم و تعدادی از مردم را هم در آن جا می‌ دهم و کاری می‌ کنم که ایالت‌ های دیگر هم از آن لذت ببرند. روز بعد یک طراحی عالی برای یک کاخ کامل در ذهنش انجام داد.

بعد از این که کار طراحی را نهایی کرد، آن را به سازندگان سپرد. در عرض یک ماه این کاخ کامل که رویای پادشاه بود آماده شد. سپس افراد معتبر و ثروتمند را به قلمرو پادشاهی اش دعوت کرد تا نظر آن ها را در مورد این کاخ بپرسد.

یکی از این مردان که به مهمانی دعوت شده بود، گفت: ” حقیقتاً باور نمی‌ کنم؛ این قلعه به شدت عالی است اما یک روحانی در گوشه ای ساکت ایستاده بود. پادشاه تعجب کرد که چرا ساکت است. در حالی که همه در مورد کاخ صحبت می‌ کردند. سپس به سمت این مرد روحانی رفت و گفت: ” لطفاً توهم چیزی بگو، چرا ساکت هستی؟ آیا کاخ من عالی نیست؟ ”

مرد روحانی با صدای خیلی آرام پاسخ داد: “پادشاه عزیز کاخ بسیار قوی و محکم است و همیشه باقی می ماند. این کاخ زیباست اما کامل نیست، زیرا افرادی که در آن زندگی می کنند روزی می میرند و هیچ کدام زندگی ابدی ندارند. کاخ تو برای همیشه پابرجا خواهد بود اما مردمی که داخل آن هستند، نه. به خاطر همین بود که ساکت ماندم. انسان با دست خالی متولد می شود و در نهایت می میرد. ” پادشاه از مرد روحانی به خاطر جملات هوشمندانه اش تشکر کرد و دیگر سعی نداشت که کاخ بهتری بسازد.

7-صاحب اصلی

آپلود عکس

روزی یک گاو بیمار شد و دیگر شیر نداد. همه فکر می کردند که بهبود پیدا نمی کند. گاو هم با خودش فکر می کرد که صاحبم دیگر به من نیاز ندارد و دیگر من را دوست نخواهد داشت و با همین افکار غمگین از آن جا رفت.

این گاو گرسنه در طول مسیر بیهوش شد تا این که یک کشاورز مهربان او را دید و به خانه اش برد و بعد از چند روز گاو دوباره بهبود پیدا کرد؛ اما نمی توانست صاحبش را پیدا کند و این مرد هم نمی دانست که او متعلق به چه کسی است. خیلی زود گاو، گوساله ای به دنیا آورد و دوباره شیر داد و خیلی خوب به بچه اش شیر دهی را انجام داد و از او مراقبت کرد. مردی که از او نگهداری می‌ کرد، شیر گاو را فروخت و ثروتمند شد و همه می خواستند که شیر گاوش را خریداری کنند. آوازه این گاو همه جا پیچید تا این که صاحب قبلی متوجه این اتفاق شد و با خودش فکر کرد که باور نمی کنم که این همان گاو لاغری باشد که پیش من بود و من او را پس زدم.

هنگامی که به خانه صاحب جدید رفت، متوجه شد که بله این دقیقا همان گاو است. سپس به آن مرد گفت: “این گاو متعلق به من است.” اما صاحب جدیدش، گاو را به او پس نداد. صاحب قبلی با صدای بلند فریاد زد : “که من از تو شکایت می کنم.”

روز بعد قضیه برای همه افشا شد. خیلی سریع از طریق قانون پیگیری کرد و همه می خواستند ببینند که در نهایت جواب قاضی چه خواهد بود تا این که فرد قانون گذار گفت: ” اجازه دهید گاو خودش تصمیم بگیرد که می خواهد با چه کسی زندگی کند.” گاو را بین دو صاحب قرار دادند و از او خواستند هر کدام را که می خواهد برای ادامه زندگی انتخاب کند تا این که گاو از صاحب قبلی دور شد و به سمت صاحب جدید رفته و دستش را لیس زد؛ زیرا او تفاوت خودخواهی صاحب اول و مهربانی صاحب دوم را فهمیده بود. این گونه گاو را به صاحب دوم سپردند و گفتند که تو صاحب اصلی این گاو هستی.

8-تو به موی شیر نیاز داری

آپلود عکس

لیا با مردی ازدواج کرد که یک پسر داشت و او می خواست که با پسر این مرد، رابطه مادر پسری برقرار کند اما هیچ کدام از تلاش هایش نتیجه نداد. بنابراین در کوهستان ها به دنبال یک طبیب رفت تا از او نسخه بگیرد.
هنگامی که به نزد این پزشک رسید به او گفت: “لطفاً به من کمک کن . من می‌ خواهم که این پسر؛ شاد باشد و با من دوست باشد. من کل هفته را تلاش کردم اما هیچ نتیجه ای نگرفتم.” طبیب به او گفت: “می توانم به تو کمک کنم اما اول باید یک موی بدن شیر زنده را بکنی و برایم بیاوری.”

این خانم به شدت ترسیده بود اما می‌ خواست که با این پسر دوست باشد. بنابراین به جایی رفت که شیرها در آنجا زندگی می کردند. گوشت را داخل کاسه گذاشت و در جایی قرار داد و پشت سنگ ها پنهان شد تا شیر بیاید و غذایش را بخورد.
ماه بعد هم این کار را انجام داد اما موفق نشد. ماه دیگر هم این کار را انجام داد، با این تفاوت که روی یک سنگ بلند ایستاد تا اینکه شیر از کمر به بالا او را دید.
ماه دیگر هم این کار را تکرار کرد. این دفعه در کنار سنگ ایستاده بود.‌ حدود شش ماه گذشت و توانسته بود چند سانت به شیر بیشتر نزدیک شود. در ماه دهم هنگامی که شیر در حال خوردن چیزی بود، کنار او ایستاد. در ماه یازدهم کاسه را برای شیر نگه داشت و در ماه دوازدهم تازه توانست روی صورت شیر دست بکشد.

در نهایت آن قدر شجاع شده بود که بتواند یک موی بدن شیر را جدا کند و آن را به نزد طبیب ببرد. طبیب هم آن را پذیرفت و سپس این مو را داخل آتش انداخت. لیا پرسید: “چرا این کارو کردی؟ من یک سال زحمت کشیدم تا این را به دست بیاورم.”
مرد جواب داد:” تو خیلی سخت تلاش کردی، صبور بودی، و به شیر آنچه که نیاز داشت را دادی و در نهایت اعتماد او را جلب کردی. حال می توانی همین کار را برای این پسر بچه بکنی که مادرش را از دست داده است.” این گونه مایا متوجه شد که هیچ مسیر کوتاه و سریعی وجود ندارد و باید عشق، صبوری و درک بالا را به کار بیندازد تا به آن چیزی که می خواهد؛ برسد.

قصه شب؛ «طوطی بی ادب و عقاب مهربون» نویسنده: فرهادی حصاری

این داستان در قالب قصه کودکانه، به والدین توصیه می‌کند تا در برابر حرف های زشت کودکان چگونه رفتار کنند. نکاتی نیز به کودکان آموزش می‌دهد که اگر حرف زشتی زدند یا کسی با آنان برخورد بدی داشت، چگونه رفتار نمایند.

یکی بود یکی نبود

غیر از خدا هیچ کس نبود

مثل همیشه با یه سلام گرم قصه‌مون رو شروع می‌کنیم، سلام به شما گُل‌گُلی‌ها، غنچه‎‌های پاک و زیبا، حال و احوالتون هم که حتماً مثل همیشه خوبِ خوبه.

خب گل‌های قشنگم بریم به جنگل باصفای پرنده‌ها و حیوون‌ها.

اگه موافقین چشم‌های ناز و کوچولوتون رو ببندین و دست‌های خیالتون رو به من بدین و تا سه بشمرین تا قصه رو شروع کنیم:.. یک... دو ... سه:

در جنگل سبزِ پُردرخت، پرندها در کنار هم زندگی می‌کردن. یه قرقی که اسمش تیزپَر بود و یه عقاب که به عقاب مهربون معروف بود هم آنجا بودند.

یه روز از روزهای خوب خدا که خورشید خانم آسمون قصه‌ها رو روشن کرده بود، این دو تا پرنده، توی آسمون آبی درحال پرواز بودن. اون‌ها از این طرف به اون طرف می‌رفتن، یه دفعه صدای عجیبی رو شنیدن که از یه گوشه‌ جنگل به گوش می‌رسید.

تیزپَر که خیلی تند و سریع پروازمی‌کرد، با عجله خودش رو به دوستش رسوند و گفت: عقاب جون این صدایی رو که شنیدیم صدای یه طوطیه که تازه به جنگل سبز اومده و روی یه شاخه درخت نشسته!

عقاب مهربون از قرقی تیزپَر پرسید: تیزپر چرا این طوطی این‌قدر فریاد می‌زنه؟! نکنه یکی از پرنده‌های جنگل اون رو اذیت می‌کنه؟!

تیزپر گفت: اون با دارکوب دعواش شده؟!

عقاب مهربون که اصلاً دوست نداشت بین پرنده‌ها و حیوون‌های جنگل دعوا و قهر بشه، به همراه تیزپَر به طرف دارکوب و طوطی رفتن.

بعد از چند لحظه به درختی که خونه دارکوب و طوطی بود رسیدن. عقاب مهربون و تیزپر روی شاخه‌ای از درخت نشستن. بعد هم عقاب مهربون سلام کرد و پرسید: چی شده؟!

طوطی که تا همین چند روز پیش توی یه قفس فلزی بود و تازه از دست صاحبش آزاد شده بود، با ناراحتی یه نگاهی به عقاب کرد و گفت: به شما ربطی نداره! بعد هم خنده‌ای کرد و گفت: راستی تو چرا این‌قدر زشت و چاقی؟! چرا پرهات سیاه و سفیدن؟!

عقاب مهربون که می‌دونست طوطی اون رو نشناخته، لبخندی زد و گفت: درسته من یه ذره چاقم، ولی دوست دارم مشکل تو رو حل کنم، آخه تو تازه به این جنگل اومدی و خیلی چیزها رو نمی‌دونی، اما من چند وقته که توی این جنگل زندگی می‌کنم. من این جنگل، حیوون‌ها و پرنده‌های اون رو خوب می‌شناسم!

طوطی که این رو شنید، پرواز کرد. خودش رو به شاخه‌ای که عقاب مهربون و تیزپَر روی اون نشسته بودن رسوند و گفت: شما دو تا پرنده زشت و ترسو می‌خوایین بهم کمک کنین؟! من اومدم تا به همه شما نشون بدم که قوی‌تر و زیباتر از من کسی توی این جنگل نیست. همه باید به من احترام بذارن!

طوطی این رو گفت، بعد هم بال‌های خودش رو باز کرد و شروع به پرواز توی آسمون کرد. بعد از چند لحظه روی یه شاخه درخت نشست و با صدای بلندی ‌گفت: از این به بعد من سلطان این جنگلم وهمه باید حرف من رو گوش بِدَن.

اون با غرور روی شاخه درخت راه می‌رفت و با صدای بلند صحبت می‌کرد که متوجه موضوع عجیبی شد!

پرنده‌ها و حیوون‌هایی که از اون‌جا رد می‌شدن، تا چشمشون به عقاب مهربون می‌افتاد بهش سلام می‌کردن و احترام می‌ذاشتن.

طوطی که از این رفتار حیوون‌ها و پرنده‌ها تعجب کرده بود، از روی شاخه درخت پرواز کرد، جلوی یکی از پرنده‌ها رو گرفت و پرسید: شما چرا به اون پرنده زشت و سیاه احترام می‌ذارین؟!

اون پرنده که از این حرف طوطی تعجب کرده بود بهش گفت: آخه اون عقابِ مهربونه! اون سلطان آسمونه. از همه پرنده‌ها و حیوون‌ها قوی‌تره! تازه اون به همه ما احترام می‌ذاره، هر کدوم از ما اگه مشکلی داشته باشیم بهمون کمک می‌کنه!

طوطی که این رو شنید، چشماش تار شد و روی زمین افتاد، اون نمی‌دونست باید چیکار کنه! برای همین تصمیم گرفت تا خیلی آروم از اون جنگل بره.

وسایلش رو جمع کرد و شروع به پرواز کرد که ناگهان دید که عقاب مهربون داره دنبالش میاد. عقاب وقتی به طوطی رسید پرسید: کجا داری میری؟! نکنه از دست ما ناراحتی؟!

طوطی که خجالت می‌کشید حرفی بزنه به سختی آب دهانش رو قورت داد و گفت: من شما رو نشناختم و اشتباه کردم. الآن هم دارم از این جنگل میرم. راستی چرا شما به من نگفتین که سلطان آسمون این جنگلین؟ وقتی اون حرف‌های زشت رو بهتون می‌زدم، چرا من رو تنبیه نکردین؟!

عقاب مهربون که این‌ حرف‌ها رو شنید خنده‌ای کرد و گفت: من از تو بزرگ‌ترم، تو هم من رو نشناختی، تازه تو اینجا غریب بودی! اگه وقتی حرف زشتی زدی من می‌خواستم تنبیهت کنم، تو نه تنها متوجه اشتباهت نمیشدی، بلکه اون رو بدتر و بدتر تکرار می‌کردی!

عقاب از طوطی خواست تا به جنگل برگرده و پیش اون‌ها زندگی کنه و توی کارها به پرنده‌ها کمک کنه، البته به شرط اینکه به همه احترام بذاره و حرف زشت نزنه.

بله بچه‌های خوب و مهربون توی خونه! ما بچه‌ها گاهی اشتباه می کنیم و حرف‌های زشتی رو به دوستامون می‌زنیم.

بچه‌های با ادب! اگه یه روزی این اتفاق براتون افتاد، بهتره سریع پیش دوستتون برگردین و ازش عذرخواهی کنین. اگر هم یکی از دوستاتون حرف زشتی رو به شما زد، شما مثل عقاب مهربون باشین و اون حرف رو نشنیده بگیرین. اگه دوستتون ازتون عذرخواهی کرد، بهش لبخند بزنین و اون رو ببخشین.

بچه‌های خوبم! خدای مهربون توی قرآن به ما گفته: بهشت مخصوص افراد نیکوکاره، یه دسته از این آدم‌های نیکوکار، کسایی هستن که وقتی یه حرف بدی رو می‌شنون یا بی ادبی رو می‌بینن، جوابش رو نمیدن.

امیدوارم از این قصه خوشتون اومده باشه. تا یه قصه دیگه و یه شب دیگه همه شما رو به خدای بزرگ و مهربون می‌سپارم

اهداف و فواید شورای معلمان

مقالات آموزشي و تربيتی

اهداف وفوايد شوراي معلمان

نگاهي به اهداف و فوايد شوراي معلمان
انسان موجودي اجتماعي است كه نيازها و خواست هاي او جز با همكاري و همياري و تبادل نظر فكري برآورده نمي شود. انسان با كمك و هم فكري توانسته است به اختراعات و اكتشافات بزرگ و بهره برداري از آن دست يابد و پيشرفت علم و تكنولوژي هرچه بيشتر اين كار جمعي و تبادل اطلاعات وآرا و نظرات را در ميان انسان ها ملت ها و دولتها بيشتر و بيشتر مي نمايد.
تصميم گيري هاي اجتماعي در ابعاد مختلف سياسي، فرهنگي و اقتصادي وقتي دقيق تر و درست تر خواهد بود كه افراد صاحب نظر در تنظيم آن بيشتر شركت داشته باشند و تصميم ها هرچه بيشتر در معرض نظرخواهي و تبادل افكار و انديشه هاي مختلف قرار گيرند. برخورد انديشه ها به صورت پيوسته و صحيح مي تواند نقايص و نارسايي هاي تصميم گيري و اجرا در مجامع مختلف از بين ببرد ونتايج به دست آمده را هر چه كامل تر و دقيق تر نمايد.
اين موضوع را هم عقل مي پذيرد و هم تجربه تاريخي تاييد مي كند كه همواره چند فكر بهتر از يك فكربوده و تصميمي كه از تبادل نظرات و برخورد انديشه هاي افراد مختلف به دست آيد كامل تر و بهتر از تصميمي است كه به وسيله يك فرد و بدون مشورت ديگران گرفته شده و اين همان فلسفه وجودي شور و شورا در سازمان ها و موسسات و جوامع مختلف مي باشد.
اهميت مشاوره و شورا دراسلام
اسلام كه كامل ترين و بهترين قوانين را براي حركت انسان به سوي سعادت و خوشبختي دار است و براساس سرشت انسان استوار بوده و رشد انسان و جامعه انساني را درحركت به سوي كمال مطلق كه همان الله است تضمين مي كند، قطعاً نه اهميت مشاوره و شورا را درتعالي جوامع انساني ناديده نگرفته بلكه به اندازه اي به آن ارج نهاده كه حتي يك سوره به نام شورا نام گذاري شده است.
مشورت و جايگاه آن درمدرسه
شورا و مشاوره يكي از مباحث مهمي است كه در فرهنگ اسلامي مورد توجه خاص قرارگرفته است. مشورت با مردم درمسائل مختلف زندگي و جامعه باعث رسيدن به راه حل هاي بهتر و دقيق تر و جلوگيري از تكرار اشتباهات مي باشد. يكي از اركان مهم جامعه مدرسه مي باشد. كه تصميم گيري صحيح مبتني بر تعليم و تربيت اسلامي در آن از اهميت ويژه اي برخوردار است. دراين تصميم گيري مسئولين مدرسه و معلمين نقش ويژه اي را ايفا مي كنند. كه تحت عنوان شورا مي توان آن را مورد بررسي و نقد قرارداد.
شوراي معلمان جمعي است از معلمان و اداره كنندگان مدرسه كه به منظور بحث و تبادل نظر و هماهنگي درامور آموزشي، پرورشي واداري آموزشگاه و تامين مشاركت معلمان درحسن جريان آموزشي، پرورشي و اداري مدرسه تشكيل مي گردد. دنياي پر تحول امروز با تغييرات سريع و مداوم همراه است. پاسخگويي به نيازهاي امروز و فرداي دانش آموزان ايجاب مي نمايد كه دانش روز، در قالب روش هاي متناسب و جديد به دانش آموزان ارائه گردد.
تغيير و تحول در محتوا و روش، بدون مشورت و كمك متقابل معلمان با يكديگر امكان پذير نيست واين امر در شوراي معلمان كه محيطي براي تبادل تجربه هاست، بهتر تحقق مي يابد.
براي دست يابي به اين نياز لازم است شوراي معلمان را تجهيز كرد و جوي را درمدرسه ايجاد نمود كه در آن آموزش بامحيط اجتماع و تحولات آن انطباق يابد.
اهداف وفوايد شوراي معلمان:
۱- محلي براي بالا بردن مهارت و كارايي معلمان در اثر آموزش در شورا
۲- موقعيتي براي بهبود جو سازماني و افزايش روحيه كاركنان و ايجاد الفت بين آنها .
۳-وسيله اي سودمند براي هدايت و راهنمايي همكاران جوان و آماده سازي معلمان جديد.
۴- محلي براي تصحيح روش ها. --
۵- امكاني براي ارزيابي افراد از خود و ديگران.
۶- محلي براي بررسي مسائل آموزشي، درسي، رفتاري و اخلاقي دانش آموزان.
۷- ايجاد احساس شخصيت و مسئوليت در معلمان.
در مشورت كردن، محاسني همچون تفقد از نيروها و دخيل كردن آنها در تصميم سازي، شكوفايي استعدادها گزينش بهترين راي، ايجاد انگيزه و علاقه براي اجراي تصميم نهايي، نهفته است.
راهبردهاي بهبود و غني سازي شوراي معلمان
- افزايش اطلاعات معلمان از اهميت و نقش شورا و وظايف و اختيارات آنها.
- تشكيل شورا با برنامه و اطلاع و دعوت قبلي باشد و ساعت شروع و خاتمه آن با استفاده از نظرات معلمان تنظيم و اعلام شود.
- مشخص نمودن موضوعات مورد بحث در جلسات، تا شركت كنندگان بتوانند اطلاعاتي در زمينه بحث موردنظر جمع آوري كنند.
- مشخص نمودن مكان شورا و توجه به مواردي از جمله گنجايش، نور، دما، صندلي، وسايل صوتي، دور از سر و صدا بودن و... -- - اختصاص لحظات اوليه شورا به شنيدن نقطه نظرات همكاران.
- متكلم وحده نبودن مدير در جلسات شورا.
- تنظيم برنامه هاي شورا به نحوي كه علاقه معلمان رابه فعاليت هاي حرفه اي افزايش داده و باعث ايجاد انگيزه شود.
- انتخاب دبير جلسه براي نوشتن گزارش هر جلسه و تعيين رابط ميان مدير و معلمان به منظور طرح نظرات معلمان و مشخص كردن موضوع نشست بعد.
- تشكيل شورا به منظور آشنايي و آگاهي معلمان از شيوه نامه ها، قوانين، شرح وظايف، امتحانات، نظام نمره دادن،الگوهاي تدريس، روش هاي نوين ارزشيابي و نحوه فعال سازي دانش آموزان در فرآيند آموزش.
- بحث در مورد دانش آموزان مشكل دار و ارائه راه حل هاي مناسب و مطلوب به منظور حل مشكلات اين گونه دانش آموزان
- اداره كردن شورا توسط معلمان به صورت نوبتي.
- بحث و تبادل نظر در خصوص تقويت روابط مربيان، معلمان و اولياي دانش آموزان.
- برگزاري جلسات منظم و مستمر، و بيان اهداف آموزش، انتظارات مدرسه از كاركنان، ملاك هاي دقيق ارزشيابي از عملكرد و راه هاي باز خورد آن به وضوح و به طور روشن.
- تشكيل شوراي معلمان به صورت كارگاه آموزشي به نحوي كه استاد از خارج و دستيار از خود معلمان باشد.
- تشكيل شورا در قالب بازديد از مراكز علمي (در خارج از مدرسه) و بحث و نقد مشاهدات.
- تشكيل جلسه به منظور آگاهي از مشكلات معلمان (در صورت قابل طرح بودن) و بحث و تبادل نظر در مورد حل مشكلات.
- شركت مدير در جلسات شور

ادامه نوشته

چه رفتارهایی نشانه چه استعدادی است؟

آپلود عکس

مهارت‌هاي علمي و فني

اگر کودکي داراي استعداد فني باشد کار کردن با آچار و ديگر ابزار براي او راحت است و مشکلات فني را مي تواند به راحتي برطرف کند. دقت به اين موضوع هم مهم است که حتي يک دندانپزشک، يک جراح، يک موسيقيدان، يک معمار و نقاش هم براي موفقيت در کارش بايد دست‌هاي پرتحرک و هنرمندي داشته باشد و نيازمند انگشت‌هايي ماهر و کارکشته است.
برخي ويژگي‌هاي اين کودکان شامل رفتارهاي زير است:

۱ -✅ از کاردستي خوشش مي‌آيد.

۲ -✅ مي‌تواند يک ميخ را با چکش بکوبد يا يک پيچ را با آچار سفت کند.

3 -✅ به کار کردن با مواد مختلف مانند پارچه، چوب و کاغذ تمايل دارد.

4 -✅ با ايده‌هاي شخصي خودش کاردستي مي‌سازد.

5 -✅ از انجام تعميرات کوچک و کارهاي فني لذت مي‌برد. به کارهاي فني يا تعويض گلدان و... علاقه‌مند است.

6 -✅ ايده‌هاي ابتکاري براي تزيين اتاقش دارد.

7 -✅ وسايل به دردنخور را به قصد تعمير يا استفاده از قطعاتش نگه مي‌دارد.

8 -✅ با علاقه به کارهاي ساختماني نگاه مي‌کند.

9 - ✅براي تعمير وسايل مثلا يک اسباب بازي خراب ايده‌هاي جالبي دارد.
10:20

ادامه نوشته