سازگاری اولیا با زندگی تحصیلی دانش آموزان  و نقش والدین در امور تحصیلی فرزندان

یکی از دغدغه‌های همیشگی والدین، موفقیت تحصیلی فرزندانشان است. خبر خوب این است که والدین امروزی بیشتر از والدین نسل‌های گذشته این دغدغه را دارند. برخی از والدین را می‌بینیم که شیفته کسب اطلاعات و راهکارهایی هستند که بتوانند به پیشرفت تحصیلی امیدِ زندگی‌شان کمک کنند.

با مرور پژوهش‌های صورت‌گرفته در زمینه تحصیلی به این مهم پی می‌بریم که خانواده نقشی بی‌بدیل در پیشرفت تحصیلی فرزندان دارد. اکثر قریب به اتفاق پژوهش‌ها از خانواده به‌عنوان عاملی بسیار مهم در وضعیت تحصیلی فرزندان یاد کرده‌اند. از طرف دیگر، نهاد آموزش‌و‌پرورش برای تحکیم آموخته‌ها و تربیت دانش‌آموزان با انگیزه، به همکاری و مشارکت خانواده نیاز دارد. والدین با به‌کارگیری راهکارهایی که در ادامه به معرفی آن‌ها می‌پردازیم، می‌توانند نقش مؤثری در افزایش انگیزه فرزندان خود به تحصیل و پیشرفت تحصیلی آن‌ها ایفا کنند.

ادامه نوشته

فرزند قانونمند، جامعه منضبط

کودکان را می توان از سنین پایین قانونمند کرد.متعادل باشیم؛ نه سهل گیر نه سختگیر باید قانون را به طور شفاف به کودک توضیح دهیم

متعادل باشیم؛ نه سهل گیر نه سختگیر قانونمندکردن کودکان ونوجوانان یک نکته قابل تامل دارد، این که کودکان را می توان از سنین پایین قانونمند کرد. یکی از روان شناسان کودک می گوید: در مسیر قانونمندکردن کودکان مهم این است که چطور این کار را انجام دهیم تا کودکان مان بدون مخالفت این قانونمندشدن را پذیرا باشند. به گفته سمیرا طاووسی، کودکان در این مسیر نباید احساس کنند اجباری در کار است.اگر این احساس را به کودکان مان منتقل کنیم بی شک آنها در این مسیر ما را همراهی خواهند کرد: «برای قانونمند و منضبط کردن کودکان باید شفاف باشیم.

به عنوان مثال باید قانون را به طور شفاف به کودک توضیح دهیم. اگر می خواهیم برای فرزندمان هفته ای یک یا دو بار خوراکی بخریم باید به او توضیح دهیم که چه روزهایی می توانیم خوراکی بخریم، چون در این شرایط کودک دیگر اصرار نمی کند که همه روزهای هفته این اتفاق تکرار شود. هرچند والدین در قبال اصرار کودکان نباید عصبانی شوند و مشاجره کنند. تنها راهکار توضیح قانون است.»
«بچه عزیز است، اما تربیتش عزیزتر.» جمله ای که بارها از مادران دهه60 و قبل تر از آن شنیده ایم، به وقت مخالفت با یکی از خواسته های کودکان. اگرچه نسل های بعد از این مادران رویه را تغییر دادند و مبنا را گذاشتند بر برآورده کردن خواسته های ریز و درشت آنها. رویه ای که ریشه در سختگیری هایی داشت که خود به وقت کودکی با آن روبه رو بودند و در دوران مادری سعی کردند مادر آسان گیرتری باشند.
بسیاری از والدین محبت کردن را بدون درنظرگرفتن محدودیت، در فضای خانه حاکم کرده اند؛ اولیایی که اغلب با نارضایتی کودک شان روبه رو هستند و با تعجب از خود سوال می کنند: همه چیز برایش فراهم است، این نارضایتی از چیست؟ این درحالی است که ریشه این نارضایتی را باید در رفتار اولیا جست وجو کرد نه کودکان.

شاید تابه حال برای اولیا پیش آمده باشد که به این سوال بیندیشند: چرا بچه های ما قانون گریزند؟ واقعیت امر این است که هر قانون گذاری در خانه در ابتدای امر با دافعه اعضای آن روبه رو می شود به خصوص از طرف کودکان. این مساله بسیار طبیعی است اما بخش مهم ماجرا این است که آموزش و اجرای قانون از اوایل دوران کودکی آغاز می شود و بعد از این دوره جا انداختن آن بسیار دشوار خواهد بود.

ادامه نوشته